X
تبلیغات
icaroos

icaroos

علمی

 

                    *نمادهای هفت سین*

 سنجد ( Sorb ) : نمادی است از زایش و تولد و بالندگی و برکت

سمنو (Samanoo): نماد خوبی برای زایش گیاهی و بارور شدن گیاهان...

سبزه (Verdure) : موجب فراوانی و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملی و مذهبی ایرانیان است.

سیب سرخ (Red Apple ) : نمادی است از باروری و زایش

سماق (Sumac) : برای گندزدایی و پاکیزگی

سیر (Garlic) : برای گندزدایی و پاکیزگی

سرکه (Vinegar) : برای گندزدایی و پاکیزگی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:13  توسط mohammad khorshidi mianai  | 

موفقیت در زندگی و نکاتی برای همسران جوان

 

((اصول حاکم بریک ازدواج موفق ))

اگرمی خواهید ازدواجی شادوموفق داشته باشید وبرای همیشه به خوبی وخوشی زندگی کنید ؟

اگرمی خواهید باهمسرتان خیلی نزدیک وصمیمی باشید ؟

اگرمی خواهیددرزندگی مشترکتان همواره سایه خوشبختی وآرامش افکنده باشد؟

رابطه زناشوئی می تواند دستمایه شادی ودرغیراین صورت منبع بزرگ رنج وتالم باشد اماعوامل موفقیت وروابط صمیمانه کدامند ؟کسانی درروابط صمیمانه خودموفق می شوند که ازمهارت های ویزه ای برخوردارند مطالب فوق رابه دقت بخوانید وتمام تلاشتان رابکنید که درزندگی مشترکتان به این گونه رفتارکنیدوآنقدراین مطالب رابخوانید وتکرارکنید که ملکه ذهنتان شودتایک ازدواج موفق داشته باشید چراکه ازواج موفق سرچشمه واساس یک زندگی سالم فردی واجتماعی است چنانچه ازدواج موفق باشدنه فقط زوجین بلکه فرزندان خانواده نیزازامنیت وسلامت روانی برخوردارمی گردند وحالاتی نظیرامنیت وآرامش ودوستی وصمیمت متقابل وامیدواری به زندگی وشعف درآنهابوجودمی آید . همسرداری مهارتی است که زوجین باشناخت توانمندی ها،تفاوت ها وحساسیت های یکدیگربتوانند نیازهای جسمی وعاطفی وروانی وجنسی طرف مقابل پاسخ دهند بطوری که هردواحساس رضایت خاطرنموده وبه آرامش نسبی دست یابند واین مهم زمانی ظهورمی کند که به کلیدهای برقراری ارتباط صحیح باهمسرخودتوجه کنید .مطالب زیرهمان کلیدهای برقراری ارتباط صحیح است راه حل هایی برای تحکیم وتقویت روابط صحیح بارعایت این اصول خواهید فهمید چقدرخوشبخت هستید وچه زندگی آرامی دارید زندگی که همه آرزوی آن رادارند :

سیب سرخ زندگی راباهمسرتان میل کنید !

سعی کنید بیشترازآنکه درانتظاردریافت چیزی ازهمسرتان باشید چیزی به اوببخشید اگرهدف شما ایجادحس رضایت وخوشبختی درهمسرتان باشد مطمئن باشید فرصت های زیادی برای دستیابی به این نیت خواهیدیافت  دراین صورت شما نیزازتوجه ومحبت همسرتان برخوردارمی شوید زیراهمه انسانها همواره درتلاشند خوبی های دیگران راجبران کنند .

وقتی همسرتان باشماتند برخوردمی کند سکوت اختیار کنید ودرصدد جبران این عمل اوبرنیایید .اگردربرابرحرکت ناشایست همسرتان نسبت به شما ساکت بمانید نه تنها ازبحث های غیرضروری جلوگیری می کنید بلکه نقطه ضعف خودرابه همسرتان نشان نداده اید پس سعی کنید خونسردی خودتان راحفظ کنید وبه گفته های اوکه ازروی عصبانیت است اهمیت ندهید پس ازاینکه همسرتان آرامش خودرابه دست آورد دریک موقعیت مناسب ودرزمان بهتر بااودرباره رفتارش صحبت کنید ووی رامتقاعد سازیدکه رفتارزشتی انجام داده وبرخورد نامناسبی باشماداشته است .

ازهمسرتان توقع غیرواقعی نداشته باشید زیراانتظارات غیرواقعی ودورازموقعیت زندگی سبب بروز عصبانیت درگیری هاوکشمکش هایی می شود وگاهی منجربه مشکلات حل نشدنی خواهدشد .

مطمئن باشید همه همسران روی زمین بی عیب ونقص نیستند شماهم ممکن است نقطه ضعفی داشته باشید پس هیچگاه اورابادیگران مقایسه نکنید چراکه همسرتان سرخورده می شود هیچگاه اجازه ندهید چنین حالتی برای همسرتان پیش بیاید .

به همه مسایل به دید مثبت نگاه کنید بدبینی درزندگی آفت است درمقابل خوش بینی وداشتن دید مثبت سبب استحکام بیشتر درزندگی مشترک وایجاد عشق وعلاقه بیشترخواهدشد .اززمانی که ازخواب بیدار می شوید عینک خوشبینی رابه چشم بزنید وتااخرشب هم به چشم داشته باشید .نادیده گرفتن خطاها وبزرگ ننمودن آن یک امتیاز درزندگی تان محسوب می شود پس تلاش کنید به این امتیاز دست یابید .

همسرتان را مقصرجلوه ندهید وبه خاطراشتباهاتش اوراسرزنش نکنید تنها وظیفه شمااین است که باید کاری کنید که ازتکراراشتباهاتش جلوگیری کنید اورابه خاطراشتباهاتش سرزنش نکنید که دل ازرده می شود واحساساتش جریحه دارمی شود ودربرابرتان خردشده وچون شیشه ای می شکند شرمنده شدن درزندگی اعتمادبه نفس راازبین می برد بامسخره گرفتن همسرپایه وبنیان خانواده خواهد لرزید وبه مرورزمان خواهد ریخت .

اشتباهات وخاطرات تلخ گذشته رابه فراموشی بسپارید وسعی کنید درزمان حال زندگی کنید ودرتلاش تغییر شرایط امروززندگی خودباشید درزندگی هرفردی ممکن است اتفاقات ورخدادهای تلخ وی دهد اگربخواهید همیشه ذهن وروح خودرامشغول به ان وقایع کنید زندگی به کام تان تلخ خواهدشد وروزبه روزافسرده ترمی شوید وناامیدی به سراغتان می آید پس گذشته های تلخ وسیاه رادوربریزید وبه اینده امیدوارباشید .

درزندگی هدفمندباشید واهدافتان راطبقه بندی کنید وتمام فکرخودرابرای داشتن یک محیط زندگی آرام متمرکزکنید برای رسیدگی به همسرتان به بچه ها ومطالعه وتفریح وغیره باید برنامه ریزی کنید ودربرنامه روزانه خودوقتی رابرای صحبت باهمسرتان ودرکناراوبودن  اختصاص دهید .

هیچ گاه باهمسرتان وارد جنگ وقدرت نشوید تفاهم وتوافق درزندگی حرف اول راخواهد زد بدانید که هرفرد قدرت ومهارت خاص به خودرادارد .مرددریک جایگاه قرارگرفته وزن درجایگاه دیگر پس هیچگاه خودرابرترازهمسرخودنپندارید بلکه هم زن وهم شوهر دریک مقام ومرتبه می باشد که هریک درزمینه ای خاص مهارت وقدرت دارد وباید ازآن استفاده کرده ودوشادوش یکدیگر زندگی رابچرخانید .

فداکاری وگذشت درزندگی حرف اول رامی زند همواره گذشت داشته باشید .گذشت به معنای تسلیم شدن نیست بلکه به معنای این است که این نیز بگذرد .

همیشه به همسرتان اعتمادداشته باشید وواقعا دوستش بدارید بدانید که امواجی که ازسوی شمابه قلب همسرتان می رود صداقت وحقیقت رابیان می کند پس اوراواقعی دوست بدارید وظاهرسازی نکنید عمیقا وباشوروهیجان علاقه خودرابه اونشان دهید این تنهاراهی است که می تواند زندگی رابه مرحله تکامل برساند .

هرگزبه وریاهای همسرتان نخندید وبه رویاهای اواحترام بگذارید بدانید که زندگی بارویاهای زیبا شکل می گیرد .

همسرتان راازرئی بستگانش موردقضاوت قرارندهید ودهن بین نباشید .وقتی همسرتان ازشماسوالی می کند که نمی خواهید پاسخ بدهید لبخندبزنید .

ازایجادسوء تفاهم خودداری کنید ومحیط خانه رابرای بوجود آوردن سوء تفاهم آماده نکنید .

دوست همسرتان باشید ومانند یک دوست واقعی درشادی هاوغم هایش شرکت کنید .درزندگی درآنچه که دارید باهم شریک باشید .

Yشادباشید حتی اگرخسته هستید سعی کنید خودراخوشحال وسرحال نشان دهید تاخستکی راازشریک زندگی خوددورکنید .شنونده خوبی باشید هنگام صحبت کردن باهمدیگربه چشمان هم نگاه کنید صحبت یکدیگرراقطع نکنید .

Yصبورباشید اگررفتارهمسرتان راخوشایند نمی دانید بهتراست باحوصله وتامل ودرشرایط مناسب بااوازچگونگی رفتارش سئوال کنید .کم توقع باشید وازهمسرتان به اندازه توانای اش توقع داشته باشید .

Yمشوق همسرخودباشید .خوشبین باشید ومثبت نگرباشید .یکدل باشید

بایکدیگرمهربان باشید وبه یکدیگرمحبت کنید همواره زیبایی هاوخوبی های طرف مقابلتان راببینید .

Yبایکدیگرشوخی وبازی کنید سعی کنید دربحران هاومشکلات یکدیگرراشادکنید وبخندانید .

اگرمی خواهید باکسی وقت بگذرایدترجیح دهیدباهمسرتان باشدنه شخص دیگری .برای درکنارهم بودن لحظه شماری کنید .

Yبه طورمسالمت آمیزاختلافات راحل کنید .تقریبا همه زوج هابایکدیگراختلاف دارند موضوع اصلی اختلاف نظرنیست آنچه اهمیت دارد چگونگی کنارآمدن بااین اختلاف است برای حل مشکلاتتان راه حل درستی پیداکنید وازبحث وجدل بی خودی خودداری کنید  .

Yخشم وعصبانیت خودراکنترل کنید  هنگامی که دچارخشم وعصبانیت می شوید موضوع راکش ندهید وغرنزنید سعی کنید موضوع رافراموش کنید دریک رابطه سالم زن وشوهربعدازبروزاختلاف ومشکل خیلی سریع موضوع راتمام می کنند وازان می گذرند وبه عشق وصمیمت قبلی خودبازمی گردند .

Yبه عشق یکدیگرپایبندباشیذدردشوارترین شرایطزندگی بازهم پایبند عشق یکدیگرباشید درصورت اشتباه یاخطای یکدیگربازهم عاشق یکدیگربمانید

Yبه حرفهای یکدیگرگوش بدهید همدیگررادرک کنید رازهایتان رابدون ترس ازداوری برای شریک زندگیتان درک کنید تمام حرفهای طرف مقابلتان رابشنوید وبااواحساس همدردی کنید واورازیرسوال نبرید ودرمقابل اوجبهه نگیرید .

Yهمان طورکه می دانیدبعضی افرادبه طورناخوداگاه دارای شخصیتی سالم ومهربان ومتعهد وعاشق ومسوول وشوخ طبع هستند وبعضی دیگربه دلیل شرایط بدزندگی فاقد چنین شخصیتی هستند وبه مرورزمان بایدروی خودکارکنند تانقاط ضعف شخصیت شان راترمیم کنند رابطه خوب وموفق رابطه ای است که طرفین خودرادوست داشته باشند وهمان طورکه هستند خودرابپذیرند درعین حال عاشق همسرشان باشند وهیچ چیزنتواند رابطه بین آن هاراخدشه دارکند .

Yهرگزهمزمان باهم عصبانی نشوید .هرگزبرسریکدیگردادنزنید مگراینکه خانه تان درحال اتش گرفتن باشد .

Yاگرقراراست دردعوایکی ازشما پیروزشود اجازه بدهید همسرتان پیروزباشد .اگرمجبوریدازیکدیگرانتقادکنید باعشق انتقادکنید .

Yدعوادونفره است وشخصی که بیشترصحبت کندبیشتردچاراشتباه می شود .

وهزاران نکته دیگروجوددارد اما اگرزوج ها بتوانند چندنکته بالاراهم رعایت کنند یک زندگی موفق وآرام خواهند داشت .

پیش به سوی بهتربن ها ،

زندگی خیلی مهربونه ووقتی مهربونه که باتمام لحظه هاچه خوب وچه بدهم سوبشیم وقتی زندگی ازراه های پرپیچ وخم ماروپیش می بره وقتی توی زندگی به صخره  بزرگی برمی خوریم همیشه منتظریم یکی ازراه برسه واین صخره روکناذبذاره تاراحت حرکت کنیم به خودمون زحمت نمی دیم مثل یه رودازکنارصخره راهی برای رهایی پیداکنیم زندگی خودش راهوبه مانشون می ده به شرطی که مابخواهیم .وقتی به مشکلاتی برمی خوریم که حتی نگاه کردن به اونهاماروازهوش می بره خودزندگی باروش های خودش ماروهول می ده که ازرومشکلات بپریم همیشه می ترسیدم همیشه ازروبه روبامشکلات وسختی هامی ترسیدم همیشه دوست داشتم زندگی وروزهاباب میل خودم پیش بره ولی زندگی بهم یاددادنترسم وجلوبرم تابه چیزهایی که دوست دارم برسم بایدباراضافی روازکوله بارم حذف کنم تاراحت پیش برم بایدازتوکوله بارم بی صبری ، زیاده خواهی ، بی حوصلگی ،وخیلی چیزهای اضافی روبردارم تاکوله بارم سبک بشه وآنقدرپیش برم تابه چیزی که می خوام برسم .نبایدفراموش کنم که :

 خوشبختی تصادفی نیست راه ورسمی دارد که باید آموخت !

این مطالب هرچنداندک امادریایی ازدرس وتجربه بزرگانی است که همواره درزندگی شان موفق وشادبوده اند .بخوانیم وعمل کنیم تاماهم به آرامش وخوشبختی برسیم .

 دیوار شیشه ای خودرابشکنید :

آنچه راکه درمزرعه ذهن خودکاشته ایددروخواهیدکرد.درهمه حال باید تفکروباورتان رانسبت به موضوعات عوض کنید آن هایی که ازدیگران انتظارندارندتابه گونه ای خاص رفتارکنند زندگی راحتر وآرامش خاطربیشتری دارند وقتی ناراحت شدیدبه خاطربیاوریدکه این دیگران نیستندکه شماراناراحت می کنند بلکه باوروطرزتفکرشماست آنچه باعث می شودکه شماآزارببینیدتنهاتفکرات شماست وشما میتوانید آنهاراتغییردهید سعی کنید مثبت بیندیشید.تقویت ذهن واندیشه شبیه تقویت بدن انسان است .اگرچندساعت ورزش کنیم وبعدبرای دیدن خودتان جلوی آیینه بروید   هیچ تغیری مشاهده نخواهید کرد همین طوربرای یک روزمثبت فکرکنیدهیچ تغییری درشماایجادنخواهد شد امااگربرای چندماه به افکارتان نظم بدهید ودرصدد تغییر باورهایتان برآییدتغیرات زیادی درزندگیتان مشاهده میکنید .پاکسازی افکار وعقاید منفی کارسختی است اغلب هنگامی که منفی فکرمیکنید ویااشتباه می کنید خودتان متوجه نیستید اگرزندگی شما مطلوب نیست به خاطراین است که مطلبوب  فکرنمی کنید .اگرچیزی درزندگیتان شماراناراحت ونگران میکند درموردش صحبت نکنید .وقتی درموردآن موضوع صحبت می کنید شمابه آن انرزی می دهید وآن موضوع رازنده نگه می دارید .

وقتی می خواهید کسی رادوست داشته باشید خیلی بردباروصبور می شوید وهنگامی که ازکسی خوشتان نمی اید ومی خواهید ازاومتنفرباشید روی اشتباهات اوتمرکز می کنید این رفتاردیگران نیست که مشخص می کند شماچه احساسی نسبت به آنهاداشته باشید این طرزنگرش شمانسبت به آنهاست .اغلب آنهایی که به نقاط ضعف دیگران توجه می کنند معمولا ازخودشان باچنین جملاتی دفاع می کنند .

شما می توانید به خوبی وانچه راکه دیگران می پسندند توجه کنید واین گونه روابط خودتان رابادیگران بهبود ببخشید به روابط ونقاط مثبت دیگران توجه کنید .

به جای گله ازسنگینی بارزندگی شانه هایت رابزرگتر کن !

نوع مصیبت مهم نیست ، بلکه طاقت واستقامت انسان درعبورازدل مصیبت هاست که تعیین می کند اوچقدر خوشبخت است .وقتی یک اتفاق ناملایم وکوچک درزندگی کمرتوراخم می کند واعصابت رابهم می ریزد اما یک مصیبت ده هاهزاربارسنگین تربرای فرددیگری اصلا اهمیت ندارد وبه راحتی ازکنار آن می گذرد به راستی کدام یک بیشترقابل ترحم هستید ؟

اگردرجریان رودخانه زندکی صبرواستقامت وتحمل توکم وضعیف باشد هرتکه چوبی وهرتخته سنگی می تواند برای این رودضعیف مانعی عظیم وعبورنکردنی تلقی شود وتورامتوقف کند واززندگی تو مردابی ایتا وبی حرکت بسازد .وقتی می گوییم مثبت بیندیشید رفتارهای منفی وآزاردهنده اطرافیان خودرانادیده بگیرید وآن رانشانه مشکلات روانی وروحی وذهنی ایشان بدانید وبرای درمان این مشکلات باآنها همراهی کنید درواقع به شما می گوییم که این گونه نگرش تحمل وطاقت خودرادرمقابل آزارهای لفظی وکلامی ورفتارهای خصمانه اطرافیان وانسان هایی که درطول روزدرکوچه وخیابان می بینید افزایش دهید .کسی که درزندگی خودبه عبادت می پردازد درحقیقت مشغول بزرگ کردن عرض شانه های روح خودبرای تحمل بارهای سنگین تروآرامش واطمینان بیشتراست .اگردرزندگی مشکلی داری ونمی توانی درمقابل آن بایستی وچشم درچشم مشکل بدوزی وازآن عبورکنی سریعا تسلیم نشو وخودرابی اراده به جریان زندگی مسپار .کمی ازمشکل فاصله بگیر وبه شانه های ذهن وجسم وروح خودت خیره شو.نگاهت رابه آسمان بدوزوازخالق هستی بخواه تااین شانه هارابزرگترسازد .به محض اینکه چنین خواهشی رابه سمت آسمان روانه ساختی دیگرمنتظراجابت مباش مطمئن باش که خالق کاینات بلافاصله جواب تورامی دهد منتظر تاییدازسوی انسانهای دیگرهم مباش .اجابت این دعا راازسوی خالق کاینات به صورت آرامش عمیق دروجودخودت حس کن ودوباره به سوی مشکل خیره شو آن گاه درکمال حیرت خواهی دید که مشکل هنوزهم درمقابل توست ولی ریزوکوچک وبی اهمیت که ارزش نگاه کردن ندارد آن گاه قدم برداروازآن مشکل عبورکن .

هنر حفظ انگیزه ها :

تابه حال چندنفررادیده ایدکه بااشتیاقی شورانگیز ووصف نشدنی فعالیتی راشروع کرده اند اما پس ازمدتی که باواقعیت هاوموانع کارروبه روشده اند به تدریج سردشده ودریگراشتیاقی برای ادامه مسیرندارند این احرازگاهی اوقات دراثریک اتفاق مثل صحبت کردن بایک دوست ، شرکت کردن دریک کلاس آموزش تکنیک های موفقعیت بایک تفکرآنی ولحظه ای به یک باره انگیزه بسیاربالایی برای موفق شدن پیداکرده اند .اما نکته اینجاست که مسیرموفقیت یک جاده تمام آسفالت نیست وگاه وبیگاه بایدازپیچ وخم خای بسیار برای رسیدن به مقصد نهایی گذرکرد .روان شناسان معتقدند که ابتدا آن چه درذهن شکل میگیرد یک تخیل است پس ازمدتی آن تخیل تبدیل به آرزومی شودوسپس آرزوبه امید وآن گاه امید درصورت استمراربه اشتیاق سوزان تبدیل می شود .اشتیاق سوخت لازم برای موفقیت است .اگربتوان انسان رابه یک اتومبیل تشبیه کرد می توان گفت که انسان برای رسیدن به موفقیت همان قدرنیازمندشورواشتیاق است که اتومیبل به بنزین برای حرکت .نویسنده مشهوربرزیلی دراین باره می گوید: ماشوروشوق خودرابه دلیل شکست های کوچک ولازمی که درمسیرمبارزه درست به آن برمی خوریم ازدست می دهیم وچون فراموش می کنیم که شوق یک نیروی برتراست که به سوی پیروزی نشانه می رود می گذاریم ازدستمان برود بدون انکه بفهمیم به این ترتیب معنای حقیقی زندگی مان راازدست داده ایم .شاید گفته شودکه ازدست رفتن اشتیاق امری غیرارادی وخارج ازکنترل بشراست .این گفته شایدبرای افرادمعمولی درست باشداما برای انسا نها ی که مایلند سررشته همه امورزندگی خودرادردست داشته باشند فقط یک بهانه است .اما چگونه می توان به این معضل که باعث می شودمیلیونها فعالیت سازنده ومثبت دردنیانیمه تمام بماند مقابله کرد ؟برای این کارچهارشیوه وجوددارد اول اینکه بایدترس ازشکست رادرهم شکست .زمانی راکه کودک بودید وتازه می خواستید راه رفتن رابیاموزید به خاطربیاورید یادتان می اید چندبارزمین خوردید تاراه رفتن راآموختید ؟فکرمی کنید اگردرآن زمان بعدازچهاربارزمین خوردن اشتیاقتان رابرای تلاشی دیگروایستادنی دوباره ازدست می دادید هم اکنون چه اتفاقی می افتاد ؟ جزاینکه الان درسن بلوغ هم می بایستی چهاردست وپاراه می رفتید ؟ مادرکودکی ازشکست نمی ترسیم امادربزرگسالی وحشت داریم .روش دوم اینکه باتری انگیزش خودرامدام شارز کنیم .چگونه ؟ یادآوری هدف اولیه وتجسم خلاق به طورمکرریعنی تصویرموفقیت نهایی رادرذهنمان ببینیم وباآن زندگی کنیم ومطمئن باشیم که آن تصویردردنیای واقعیت اتفاق خواهد افتاد البته اگر کمی تلاش کنیم وازهدف خوددلسردنشویم .سومین روش اینکه گاهی بایددرکنارتوجه به کیلومترهای باقی مانده ازراه به مسیرطی شده هم نظر بیندازم وهرگاه تنبلی وناامیدی به سراغمان آمد ازخودبپرسیم تااین جای راه بازحمت فراوان آمده ام حالا حیف نیست که کارم رانیمه تمام بگذارم ؟ این پرسش به شما نیرووانگیزه لازم رابرای ادامه مسیر می دهد .

آیا جدائی همیشه بهترین راه حل مشکل درزندگی زن ومردهاست ؟جدایی زن و مرد..

توقع اینکه: بگویم حق باشماست ، اما باگفتن این جمله هیچ تغییری درزندگی تان ایجاد نخواهد شد .شاید تسکین موقتی ولحظه ای بردردهایتان باشد اما درمانش نخواهد بود .برای یکبار هم که شده به حرف کسی گوش کنید که به اوایمان دارید .بگذاریدتاحرفهایش همچون پتکی براندیشه های نادرستتان فرودآمده وازدرون تغییرتان دهد.بیا یکبارهم که شده ازخود بپرس پس کی به سن بلوغ خواهی رسید ؟  آیا فکرمی کنید باجدائی ازهم اوضاع روبه راه خواهد شد؟ آیا فکرمی کنی باجدائی یکی دیگرغیرازهمان نوع راانتخاب خواهی کرد؟

آیا فکرنمی کنی باجدائی وفقط به خاطرخودت بی عدالتی درحق طرف مقابل بوجودبیاید ؟ مطمئن باش تازمانی که اندیشه هاوذهنیت کهنه ات راکاملا دور نینداخته باشب بازهم گرفتار همان نوع انتخاب خواهی شد .باورکن که جزتغییردرذهن واندیشه خودتان هیچ راه دیگری برای تحول وجود ندارد .شاید تو50درصد حق داشته باشی ولی درمورد 50درصد بقیه ؟ عاقلانه ترفکرکن  .هنوز هم دیر نیست هنوز هم می توانی زندگی ات راتغییر دهی هنوز هم امید هست .اما حالا امید هست اما انتظار نداشته باش وقتی زمان گذشت وتوبه اشتباهاتت پی بردی بازهم امید باشد .جدائی همیشه بهترین را ه حل نیست برای یکبارهم که شده ازکارهایی که انجام می دادی دست بکش وکاری راانجام بده که هرگز انجام ندادی برای یکبارهم که شده تغییر کن .ازبنیان تغییر کن وبه شخصیتی تازه تبدیل شو وبه شخصیتی تازه تبدیل شو وقتی توکاملا شخص جدیدی شدی زندگی هم تغییر خواهد کرد هرگز امیدنداشته باش که دیگری تغییر کند زندگی هنوزهم می تواند بهشت شود هرگز دیر نیست .برای این تغییر بزرگ به شهامتی بزرگتر نیاز است فقط کافی است که ازآنچه قبلا انجام می دادی دست برداری .تغیرات اندکی درزندگی ورفتارت اعمال کن آن وقت بی گمان ازنتیجه اش تعجب خواهی کرد .دیگربه خودت اجازه نده حرف حرف خودت باشدبه حرف دیگران گوش کن شاید ،شایدکه نه حتما نتیجه بهتری بدست خواهدآمد .شادباش دستانش رادردستانت بگیر .به رویش لبخندبزن اون نیز انسان است وهم اندازه که توشاید بیشتر به عشق نیازمنداست .تنها درچنین حالتی است که ناب ترین پدیده مذهبی یعنی عشق رخ می دهد تودراین حال تمام وجوت رادروجوداوخالی می کنی اما درونت خالی نمی ماند چراکه خداجای خالی ات راپرمی کند جدای داروی درد نیست هنوز هم دیرنشده با کمی مهربانی بهشت همین نزدیکی هاست .

 

 

Zکلمات جاندار :

سکوت کن تافرصت اندیشیدن پیداکنی هرکلمه جانداراست حامل پیامی .پس مراقب باش .زیبائی سکوت درکلماتی که توبرزبان جاری می کنی دیده می شود .سکوت هدیه ای ازعالم بالا به سالکان است . توبایک کلمه سقوط می کنی ، یابه معراج می روی کلمه می تواند تورامشتاق کند مثل دوستت دارم کلمه می تواند توراویران کند مثل ازتوبیزارم کلمه می تواند توراتلخ کند مثل خسته ام کلمه می تواند تورا سبزکند مثل خوشحالم .کلمه می تواندتوراخاموش کندکلمه می تواند توراآغاز کند مثل ازهمین لحظه شروع می کنم وازهمین نقطه تغیر می کنم ازهمین دم یه طرح نومی زنم می توانم،می خواهم ،می شود،دنیای خودت رابیافرین ان چه بخواهی به توداده خواهدشد .هیچ وقت اجازه نده کلمات سست کننده وناامیدکننده به سراغت بیاد .

Zبهترین همراه زندگیت چه آدمی می تونه باشه تاهیچ وقت شیرازه زندگیت ازهم نپاشه :

همراه زندگیت باید دوست توباشه رفیق توباشه پس

"دوستی روانتخاب کن که دلش آنقدربزرگ باشه که واسه جاشدن توی دلش نخوای خودت روکوچیک کنی "

حتما توی دنیای ماازاین آدم های دل بزرگ زیادوجوددارند .بهتره شریکتو بااین جمله سبک وسنگین کنیم .می دونیم بین اونها دوستای دریادل زیادهستند دوستی که توراآنطورهستی دوست داشته باشد ووقتی بااوهستی هیچ نیازی نیست که تلاش کنی تاخودت رابزرگ جلوه دهی یانقش بازی کنی که اصلا به خودواقعی ات شباهتی نداشته باشد هیچ وقت بارفتارها وحرفهایش تورامجبورنکرده که خودت رودست کم بگیری هرگزباتوطوری برخوردنکرده که مجبورباشی طوری حرف بزنی یارفتارکنی که خوشایندش باشی اوواقعا باخودخودتودوست است باخودواقعی تو!نه به پول وامکانات تو .طعم واقعی زندگی هیچ ارتباطی باامکانات وپول وغیره ندارد .شاید مردها خیلی کم به عشق وعلاقه طرف مقابلشان توجه داشته باشند .درحالی که عشق می تواند بزرگترین نعمتی باشدکه خدا دریک زندگی قرارمی دهد زنی که شیفته همسروفرزندوزندگیش است نعمتی است که اغلب مردها ازان غافلند وتوجهی ندارند وقتی زن عاشق زندگی ومردش باشدومردنیز همچنین برسرسفره ای می نشینی که لبریز ازعشق ومحبت است چیزی که بسیاری ازخانواده ها علی رغم امکانات نامحمدود ازآن محرومند .همراه زندگی توباید عاشق توباشد عشق به زندگی صفاوصمیمیت می دهد .

اگه اون دوستتو پیدا کردی بلندشووبایک شاخه گل ویک سبد لبخند به اوهدیه کن .

 

برچسب غیرممکن ممنوع !

به خوبی می دانیم عمل کردن به توصیه ها بسیارسخت است اما غیرممکن نیست پس لطفا بابرچسب غیرممکن شانه ازبارمسئولیت انسانی خودخالی نکنید زندگی هیچ رنگی ندارد بوم سفیدوخالی ازنقش است واین تنها ماهستیم که محتواتیش رامشخص می کنیم هرزمانی که دچار ذهنیت های غلطی چون نمی شود ،دیگرممکن نیست ،کاری نمی شودوغیره شویم پیشگویی هایمان نیز قطعل درست ازآب درخواهندامد باپیشگوئی منفی وغلط تنها زندگی وجوانی واعصاب شماست که قربانی می شود نه چیز دیگر .یقیق بدانید که مهرومحبت کیمیلیی است بسیار ارزشمند وپایان ناپذیر است که خرج کردن آن هزینه ندارد .یک بوسه ،یک لبخند ،یک نوازش هیچ هزینه ای دربرندارد اما دنیایی رابه دوستی وعشق ونوروصلح می کشاند وخداوند قلب هایمان راتنها برای دوست داشتن عطا فرموده نه چیز دیگر .اگه احساس ناامنی داری یاازخودت خشکمین وناراحتی اگه احساس افسردگی وپوچی می کنی اگه احساس بی احساسی می کنی وفکرمی کنی درقلبت عشق واحساس نیست اگه خوشحال نیستی اگه احساس می کنی نمی تونی کسی رودوست داشته باشی همه اینها یک حس غلط ونادرسته که خودت برای خودت ساخته ای  ازخودت بپرس چه چیزی روباید تغیر بدی اگه این احساس ازشرایط ومحیط عاید توشده ونمی تونی محیطتتو تغیر بدی خودت تغیر کن اگه محیطتت شاد نیست توشادش کن فقط خودت هستی که می تونی به خودت کمک کنی اگه بارون رحمت الهی که بی دریغ وپیوسته درحال بارشه سبزت نمی کنه این توهستی که سخت ونفوذ ناپذیر شدی .خودت بهترمی دونی وقتی لبخند میزنی چقدراهلی ترمی شی .چقدرزیبایی وقتی دل کسی روشادمی کنی وقتی قضاوت نمی کنی ؟ چقدر شکستن دل دیگران خشک وخشنه اینو دلت می دونه ؟ پس رها شو.

Z رمز سکوت :

چندهفته ای بودکه احساس سردرگمی می کردم چون مشکلات زیادی راتحمل کرده بودم وحالاخسته بودم باهرکس که حرف می زدم وهرجاکه می رفتم این حس دردآوربامن بود به محض اینکه تنهامی شدم به درگاه خداشروع به داودوفریادوگله می کردم ولی خالی نمی شدم تاشبی درحیاط چشمم به ماه وستاره های ریزودرشت روی دامن سیاه شب افتاد چقدر بی صداسوسومی زدند نمی دانم چه حسی به من دست داد که ناخودآگاه خسته ومطیع نشستم درسکون محض نگاه کردم وگوش دادم بهترین دقایق راسپری میکردم چون وجودخدارافقطبرای خودم درک میکردم همانجابود نزدیک ودست یافتنی صحبتی بین ماردوبدل نشد فقطسکوت بودوقطرات اشک برپهنای صورتم .آرام شدم آرامترازکودکی درآغوش مادرش آزادورها سبک ولبریز .چندروزبعدازاین ماجرا به طوراتفاقی این مطلب رادرکتابی خواندم : چنان چه باشدت تمام رازونیازمی کنیم ولی احساس ارتباط روحی ومعنوی مطلوب نداریم شایدوقت آن رسیده که کمترفرستنده باشیم وکمی بیشتر گوش دهیم شاید خداوند منتظر فرصتی است تاباماصحبت کند اما هرگزقادرنبوده به واسطه ترافیک بالای پیام های فرستاده شده ما حتی یک کلمه باما .حالا می فهمم که چراافراد باتجربه مثل پدربزرگ ومادربزرگ ها بیشتراوقات مهرسکوت برلب های شان نقش بسته است چون ان ها به رمز سکوت پی برده اند .

کلمه رارها کن وببین احساست چه می گوید :

صاحب دلی می گفت کلمه رارها کن وببین احساست چه می گوید چراکه زبان ارتباط باکاینات همین احساس توست نه کلماتی که در مغزت می چرخند .اولین باری که این جمله راشنیدم آن هاراخیلی جدی نگرفتم باخودم گفتم یکی ازآن سری جملات کلی وچند پهلویی است که معمولا آدم های خردمند می زنند تاهرکسی ازآن برداشتی مثبت داشته باشد .اما بعدها که درعمق کلام این صاحب دل نکته ای بسیار نغزوپرمعنا نهفته که ای کاش ازهمان روز اول بیشتر دقت میکردم تابهره بیشتری می بردم .تلنگری به ذهن شما که باکلمات فکر می کند احساس یک التهاب زودگذروبی فایده است .ماآدمهابیشترازآن که متوجه باشیم بااحساسات خودزندگی می کنیم خوب به این نکته دقت کنید هستی وکاینات براساس احساسی که توازخودت تشعشع می کنی اوضاع راتغییر می دهد ومهرهایش رامی چیند احساس امید  داری ؟ همه چیزامیدوارانه پیش می رود احساس یاس وافسردگی داری ؟ همه چیز ناگهان سردوبی روح می شود ان چه دربیرون وجودتو درعالم هستی می گذرد عینا انعکاس احساسی است که تو درهرلحظه دروجودت تجربه می کنی وهمه این ها یعنی آن که کلمات وافکار درتعیین سرنوشت وتغییر شرایط زندگی مااصلا اهمیتی ندارند وپشیزی نمی ارزند واین درواقع احساسا ت وهیجانات درونی ماهستند که تعیین می کنند چه اتفاقی سرمان بیاید وچه شرایطی برای مان مقدر شود .

پس کلمات به چه دردمی خوردند ؟ کلمات ابزارهایی هستند که ماباید بتوانیم به کمک آن ها احساسات خودرابرزبان بیاوریم وبرای شان توجیه عقلی پیدا کنیم اما باهمه این ها کلمات ابزارهایی بیش نیستند وفقط برای معنا کردن وانتقال احساسات به دردمی خوردند ودرنهایت وقتی قراراست واقعا چیزی راازهستی وکاینات طلب کنیم دراین مواقع باید کلمات یعنی همان ابزارهای بی روح وبی جان ساکت شوند وبه کناری بیفتند واحساس وهیجان والتهاب وعشق درونی واردمیدان شود ومشخص کند که دقیقا چه می خواهیم وچه قدر می خواهیم وچگونه می خواهیم .ای عزیز همراه ! آگاه باش که مبادا احساس وشوق لحظه به لحظه ات رابی فایده بدانی وبه ان توجه نکنی واجازه دهی که هررهگذری بااحساست بازی کند وآن رابه سمتی بکشاند آگاه باش که تک تک هیجانات واحساساتی که تودرثانیه به ثانیه زندگی دروجود خودت فعال می سازی مانندپیامی محکم ودقیق وتعیین کننده خطاب به کاینات وهستی است برای مرتب سازی دنیا دقیقا مطابق آن چه دروجودت حس می کنی واین حس رانگه داری .آیا طالب زندگی شادوبی دغدغه ای هستی ؟ خوب چرا معطلی واحساس شادی وآسودگی رابه سمت اینده پرتاب کرده ای ؟ آن هم آینده ای که فقط وقتی معنا پیدا می کند که چیزی شبیه همین الان شود؟ پس همین الان دست به کارشو وآن حس پرشوروزیبای داشتن زندگی شادوبی دغدغه رادردجوت زنده کن .درهرحال آگاه باش که هرآرزویی که داری وهرآنچه که می خواهی درزندگی آینده به دست آوری ابتدابایدبه صورت یک احساسی عمیق وواقعی دروجودت متبلورشود تابعدا توسط کاینات وهستی پذیرفته شود وبه واقعیت تبدیل شود اگرخودت رااسیر کلمات وعقل کلمه پرداز کنی ونگذاری که احساس هوایی بخورد وخودی نشان دهد باید بدانی که هیچ نتیجه های عایدت نمی شود به قول آن صاحب دل بزرگ تنها راه توفیق وکامیابی درزندگی این است " کلمات رارهاکرده ودقت کن وببین احساست چه می گوید هرچه احساس می گوید همان چیزی است که درآینده منتظرتوست !.                            

مهرطلبی یا مهرورزی ؟!

اگربرای آنهایی که دوستشان داری ازتمام هستی تان مایه گذاشته اید مفهوم مهرطلبی نیست بلکه وظیفه ای است که هرانسانی درقبال دیگران وحتی موجودات دیگردارد فراموش نکنیم که ما نه برای دشمنی بلکه برای دوست داشتن به دنیا آمده ایم.به دنیا آمده ایم که آن رابازلال خنده ها ،نوازش دست هاوگرمی نگاه مان زیباترسازیم .روزی که نورمحبت مان برکسی یاچیزی نتابد بی گمان آن روزراازدست داده ایم ! مهم نیست که طرف مقابل چه کسی یاچه چیزی باشد انسان باشدیادرخت ، هرگزبه این فکرنکن که اوارزش محبت توراداردیانه فقط وفقط محبت کن ،دوست داشته باش وبرایش دعا کن .اگرهرروزوهرلحظه درچنین حالتی قراربگیری لطافت ونور تمام وجودت رافرامیگیرد وآرامشی عمیق درقلبت نفوذ می کند ازدرون شادمی شوی وسعادتی دلنشین رابا ذره ذره وجودت حس می کنی وزمانی که محبت می کنی انتظار هیچ پاداشی رانداشته باش همان احساس اصیل وزندگی ساز " آرامش " برای توکافی است .فراموش نکن خداوند درکفتارنیست نمی توانی آن رادرلابه لای کلمات بیابی باخیره شدن درآسمان هاهم نمی توانی ببینی اش وتنها رشته ای که می تواند تورابه اومتصل سازد چیزی جز محبت کردن نیست . این موثرترین شیوه ای است که خوداوپیش پایمان قرارداده ، کل هستی ازمحبت خداوند شکل گرفته زندگی بااین مظاهر بی نظیرش نتیجه لطفی است که اوشامل حال مخلوقات خودکرده همه ماایجادشده ازهمین محبتیم .مهرطلبی بامهرورزی هیچ نقطه اشتراکی ندارد کاملا متفاوتند ودردوسمت جداازهم حرکت می کنند .مهرطلبی یعنی حالتی که انسان نقش یک گدارابه خودمیگیرد آن هم درمقابل یک انسان دیگر .آن چنان که گویی ناقص خلق شده ومحتاج نگاه این وآن است .خودش راناتوان وبی چیزنشان می دهد واین کاریعنی زیر سوال بردن شخصیت وشان ومنزلت انسانی که هرگز مورد پسند خداوخلقش نیست .فراموش نکنید که ارزشمندترین وبزرگترین کیمیایی که می توان درتمام عمرداشا یک دوست ورفیق همراه وهمگام وصادق است .

مبارزه بامنفی ممنوع ! به مثبت رای بده !

اگرازافکارناامیدکننده ومنفی عذاب می کشی ونسبت به حرف هاوگفته های افراد منفی احساس ناراحتی می کنی بی جهت خودرادرگیر یافتن راهی برای زمین زدن این افراد نکن چراکه هرنوع کلنجاری باتفکر منفی به شکل غیرمستقیم جان بخشیدن وطولانی کردن عمرآن پدیده است وبهترین روش خلاصی ازشراین منفی ها سرمایه گذاری روی نقطه مقابل یعنی افکار مثبت وحرف های انرزی بخش وامیدآفرین است .خواهی دید به محض چرخش به سمت پنجره مثبت ها وخارج ساختن منفی ها ازمقابل چشمانت جریانی آرام بخش کل زندگی تورا دربرمیگیرد وباهرگامی که به سمت مثبت ها برمی داری سایه منفی روی تو وزندگی ات کم رنگ تروکم رمق ترمی شود وسرانجام زمانی فرامیرسد که دراطراف تو چیزی جز برکت وامید وآرامش وغنا وجودندارد .پس به هیچ وجه خودرادرگیر وکلنجاررفتن باافکارورفتارهاوگفته های افرادمنفی هدرندهید به جای آن وقت وانرزی خودراصرف تولید وتقویت گفتاروپنداروکردارنیک کنید وخواهید دید که به طور معجزه آسایی شروپلیدی ازهمه جنبه های زندگی شمامحمو می شود وهمه انسان های اطراف شمانیز دردریای ازآرامش وبرکت شناورمی شوند تنهادران موقع است که می فهمید چرامنفی ها برای زنده ماندن این قدربه توجه من وشما نیازدارند پس فقط مثبت فکرکن .

Z  شانس که وارد می شود عمل بیرون میرود :

دراطراف ماهمواره مسایلی به چشم میخورد که درموردآن ها اظهار نظرنهایی نشده است .یکی ازمواردی که درتمام کشورها جاری است موضوع شانس وارتباط آن باعمل است .بارهادیده وشنیده ایم که اتفاقات رابه شانس منتسب کرده اند .کلمه ای که هیچ قانون وفرضیه ای آن راقبول نداشته وندارد .اگر فردی درکاریادرس یاحرفه اش موفق بوده ورشدکرده قطعا به مجموعه عواملی ارتباط داردکه آن فردبه دانهامتوسل شده ولی ازآن جایی که ممکن است اسباب وعوامل برای دیگران روشن نباشد آن رابه مساله شانس نسبت می دهند بایدگفت همه افراد وجوامع وکشورهایی که به رشد وتوسعه رسیده اند درواقع علت اصلی پیشرفت رایافته اند وبرآن فاکتورپافشاری کرده اند وافرادوجوامعی که ازقافله توسعه وموفقیت بازماندند قطعا اسباب رشدراپیدانکرده اند .اگر لذت نمی بریم ازبدشانسی مانیست بلکه به عدم شناخت مانسبت به قوانین چگونه لذت برده برمیگردد .بایستی ریشه وقوانین مربوط به چگونه لذت بردن راآموخت وبدان عمل کرد این واقعیت پیرامون همه امورآدمی صدق می کند .

شانس قانون دروکردن ماازیافتن آرامش واقعی است .شانس اسباب به هم ریختگی درونی وبیرونی حضوروبروزکسانی است که به دنبال عمل هستند شانس بازدارنده حرفه ای عمل است هرجاشانس حضوردارد عمل وموفقیت درخواب است .کسانی که به شانس اعتقاددارند درعمل عقب افتاد ه اند شانس هرجابروزکندابتدابه شکارعمل مبادرت می ورزد وقتی درمجلسی شانس دعوت می شود عمل را ازآن جابیرون می کنند .  

قوانین ورود به دنیا :   

اول -درآستانه ورودبه دنیا صاحب یک جسم می شوید ممکن است ازآن خوشتان بیاید ویااصلاخوشتان نیاید امااین بدن تاآخرین روزاقمت دردنیا متعلق به شماست می توانید ازتواناییهای مختلف آن بهره ببرید یابدون استفاده ازآن سال های اقامت خوددردنیا بی مصرف بگذرانید .دوم - بایددرمدرسه شبانه روزی زندگی ثبت نام کنید این مدرسه درطول زندگی درس های فراوانی به شما می آموزد این فرصت برای شماوجوداردتاهرروزدراین مکان آموزشی درس جدیدی رایادبگیرید شاید به نظرتان برسد درس های ارایه شده غیرعاقلانه سخت ودشوارویابه دردنخوراست امافایده یادگیری آن هارابعدمتوجه خواهیدشد . سوم –هیچ اشتباهی وجودندارد رشدکردن ازآزمودن وخطاتشکیل می شود تجربیاتی که پس ازیک شکست حاصل می شوند به اندازه شادی های پس ازموفقیت دررشد وبالندکی موثراست .چهارم –درس رابایدمرتب تکرارکردتاکاملا یادبگیرید .درس هایی راکه باید بیاموزیددرقالب های مختلف تازمان یادگیری  به شماارایه می شود وقتی درسی راخوب فراگرفتنید به کلاس بالاتر می روید ودرس دیگرآغازمی شود .هیچ قسمتی درزندگی وجودنداردکه درآن نکته ای برای یادگیری وجودنداشته باشد تازمان نفس کشیدن درس هایی برای یادگیری هست .پنجم –دیگران آیینه شماهستند اگرچیزی دروجودکسی هست که باعث نفرت یادوست داشتن شمامی شود به خودتان مراجعه کنید چون دیگران منعکس کننده رفتاروبرداشت شما هستند . تمام تجهیزات وتوانایی های لازم دروجوداشختص تعبیه شده ونحوه استفاده ازآن هادردست خودشان است شمامی توانید ازموهبت های الهی بهره بگیرید یاآن هارابدون استفاده به حال خودرهاکنید .انتخاب باشماست .خداوندراززندکی رادرقلب تک تک مخلوفات خودقرارداده ونهفته است راززندگی درقلب آنهاست اماهمه درجاهای دیگربه دنبال آن میگردند تمام پاسخ هادروجودانسا نها نهفته است فقطباید به اعماق دل وروح خودنگاهی بیندازند به نجوای دل وروح خودگوش فرادهید وبه ندای قلب خود اعتماد کنید .همیشه بیادداشته باشیداگربرحسب اتفاق زندگی خودراشکستید آن راتعمیرکنید .اگرزندگی خودراآشفته ونامرتب کردید دوباره به حالت منظم برگردانید .اگرنمی دانید چگونه اززندگیتان استفاده کنید به کتابهای مختلف وانسانهای باتجربه مراجعه کنید .اگردرزندگی انجام کاری یابه زبان آوردن حرفی زندگی دیگری راخراب میکندسکوت اختیارکنید .      

جستجوبرای دیدن :

آینده من دردست من است من مسئول آن چیزی خواهم بودکه ازخودم خواهم ساخت من دردست خودم هستم .سرنوشتی درکارنیست سرنوشت رامن خودمی نویسم هرآن چه که بشوم خودم دربه وجودآمدن آن نقش داشته ام .مسوولیت راستین انسانی ازاین آگاهی ناشی می شود.هسته مرکزی وجودآگاه ومسوول انسان راهیچ چیزمخدوش نمی سازد .همین هسته مرکزی وجودانسان است که گاهی باعث می شود اودرعرض چندثانیه تغییری صدوهشتاددرجه بکند . پس کی دل خفته توبیدارخواهدشد؟ همه رودهای جهان برسرراه خودهزاران نوع آلودگی وخس وخاشاک رابرمی دارند وباخودبه دریامی آورند میلیون هاسال است که آنهابه دریامی ریزند ودریاهنوزازآلودکی پاک است .تونیزهزاران عمل خوب وبدداشته ای کرده های تونیزخالی تزخس وخاشاک نبوده اند اما توبازانسان مانده ای وهنوزاختیارات وآزادی هایت ضایع نشده است .این هانمی توانندرنگ وبوی توراتغییربدهند .بنابراین مبادادرباره آدم هاازروی اعمالی که ازآنهاسرمی زندقضاوت کنی اعمال اینان هرچه که باشد بازحقیقت انسانی درون شان همچنان پابرجاست این حقیقت راهیچ چیزخراب نمی کند انسان برای تقرب به حقیقت ازمراتبی می گذرد یکی ازاین مراتب مرتبه خواب است دراین مرتبه انسان آگاهانه درپی نزدیک شدن به ساحت حقیقت نیست بیش ترآدم هادراین مرتبه اند گاهی انسانها درهای خانه دلشان بسته است اتاق دل اوراروزنی به بیرون نیست گاهی پرتویی ازجایی عبورمی کند وبه درون خانه دل اومی تابد امااواعتنایی نمی کند .خداوندگاهی درخانه دل آدم غافل رابازمی کند وخودراآشکارنشان می دهد امابه جاآورده نمی شود گاهی بادیدن یک غروب غم انگیز ویایک روزغمبارپاییزی ناگهان پنجره دلمان به دشت کاوراگشوده می شود امابرمیخیزیم ودوباره پنجره رامی بندیم خداوندبارهاوبارهادرکنارماوباماگام برداشته است نگاه درنگاهمان دوخته است وبه مالبخندزده است دست خودرابرشانه هامان گذاشته است دراتاق مان نشسته است باماسخن گفته است امامااورابجانیاورده ایم     اوباصدهزارچلوه بیرون می آید تاتوتوراباصدهزاردیده تماشا کنی اما توتمام دیده هایت رامی بندی اوهست وتونیستی گاهی کودکی می شود وبع دارالتادیب می رودتابه همه آدم ها اعلام کند که چقدربی عاطفه اند گاهی حلاج می شودوبردارمی رود تانشان دهد ناسپاسی وبی ایمانی مردمان را .بسیاری ازمردم درمرتبه خواب به سرمی برند بسیاری ازمردم موجودنداماوجودندارند بیایید بیدار شویم وخداراببینیم .

Zسکرت ازیک رازبزرگ پرده برمی دارد :

فیلم سکرت ازجرگه فیلم های ارزشمندی است که ازیک رازبزرگ به نام قانون جذب پرده برمی دارد دراین فیلم دکترمیکائل بکویت روانشناس می گوید : وقتی افراد منفی بااین قانون آشنامی شوند تمام وجودشان راترس فرامیگیرد دراین جادونکته مهم رابه این افراد یاداورمی شویم که : 1-انرزی یک فکرمثبت 100بارقوی ترازانرپی فکرمنفی است .2-شمازمان رادردست دارید همه چیزبه سرعت اتفاق نمی افتد پس می توانید باتغییر افکارتان انرزی های منفی قبلی راازخوددورکنید .

دکتر بین جانسون می گوید : وقتی فکری به ذهنتان می آید ابتدابه احساستان توجه کنید اگراحساس خوبی داشتید تارسیدن به هدف به راه خودادامه دهید .اگراحساس بدی داشتید یعنی آن کارباهدف به نفع شما نیست وباید به احساس خوداعتماد کرده وکاروهدف خودراتغییر دهید .هرگاه بااحساس منفی ازخواب بیدار شوید متوجه می شوید که پشت سرهم بدمی آورید چراکه باانرپی منفی منفی هارابه سوی خود جذب می کنید .

پاپ پراکتورمی گوید برای تغیر احساس منفی به احساس مثبت : موسیقی گوش دهید یک کودک رانوازش کنید به طبیعت بروید یابه دیدن یک دوست خوب بروید .انسان به منزله علاالدین وکاینات به منزله چراغ جادوست کاینات فقط منتظرفرمان انسان است وهمانند غول چراغ جادو می گوید فرمانبردارم سرورم .

مراحل رسیدن به خواسته ها :

آنچه راکه میخواهید طلب کنید جهان هستی به شماپاسخ می دهدبه کلمات گوش نمی دهد به افکارواحساس شماپاسخ می دهد آنچه راکاه میخواهید روی کاغذ بنویسید کاینات به گردش درمی اید تاآنچه راکه میخواهید برای تان فراهم سازد نیازی به دیدن این مراحل نیست چراکه خودبه خود انجام می شود .هم جهت شدن باکاینات آنچه راکه می خواهید وآرزودارید بایدباشورواشتیاق فراوان وازته دل بخواهید وباتمام وجودآنرااحساس کنید وقتی که درموردآن ترس وخشم وناامیدی می کنید یعنی هدف وآرزوی خودهمنوانبوده وباآن درتضادهستید ..

استرهیگز(درمانگر)می گوید : احساس واقعی وشورواشتیاق همیشگی شما راه رابرای رسیدن به آرزوهای تان هموار می سازد وشماسریع تر به خواسته های خود خواهید رسید .

جان آسارف (نویسنده ) : فقط هماهنگی احساس وافکارشمامهم است وقتی قدم اول رابرداشتید وبه تدریج راه هموارمی شود .مثل اینکه وقتی دریک جاده درحرکت هستید ازمبدا مقصدرانمی بینید ولی وفتی حرکت می کنید وجلومی روید مسیربیشتری برشما هویدامی شود تاآن که درنهایت به مقصد می رسید .فقط مثبت فکر کنید  .

Zتوبخشی ازوجود خداهستی :

شما بخش خاصی ازجوهره خداهستید چراازاصالت وجودخودغافل اید؟ چرافکرنمی کنیدکه ازکجاامده اید وبه کجا می روید ؟ تصورکنیدکه اگربه طورکامل ازملکوتی که درذات خویش دارید آگاه بودید باچه تغییرعمده وبنیادی درزندگی تان روبرومی شدید .همیشه می توانیم باخواندن دعاواناجم فرایض مذهبی خواسته خودراازخدا تقاضاکنیم .وقتی بامشکلاتی مواجه می شویدکه ازتوان شماخارج است ووقتی این باورراداشته باشید که خداوندکنارشماست هیچوقت دچااضطراب ودستپاچگی نمی شوید باید درهمه حال بیادداشته باشیم که خداوند ازرگ های گردنمان به مانزدیکتره .همیشه به مالطف داره ولحظه ای ماروبه خودمان وانمی گذاره باید اعتقاد داشته باشیم که خداوند صلاح مارابهترازخودما می داند چه بسا چیزهایی برمبنای احساسات ماتنظیم شده وازدوراندیشی لازم برخوردارنیست ولی وقتی به لطف وحکمت خدااعتماد داشته باشیم به اتفاقات زندگی بادیدی بازترنگاه می کنیم وهمیشه تسلیم رضای خداوندمی شویم وتسلیم شدن برای خداراانتخاب می کنیم .هرکس برخداوندتوکل کند خداونداورابس است پس همیشه باخودت بگو " توکلت علی الحی الذی لایموت " .

 

Z همیشه به آینده درخشان وروشن امیدوارباش :

مهم نیست درکجائید چه می کنید ودرچه شرایطی قرارگرفته اید مهم این است که هیچ وقت اجازه ندهید چیزی یاکسی اشتیاق سوزان برای دستیابی به موفقیت درونتان خاموش شود هیچوقت انتظارنداشته باشید که خیلی فوری نتیجه کارها وزحماتتان راببینید درست است که میل به دستیابی هرچه سریعتر به آرزوکه درنهادبشروجوددارد اماباید اندکی تعدیل شود .درامرموفقیت محوریت باخودتان است تاشمانخواهید علی رغم هرگونه امکاناتی هیچ اتفاقی نمی افتد .بهتراست فراموش نکنیم که انسانهای بزرگ عادت های بزرگتری نیزدارند کافی است نگاهی اجمالی به پیرامون وزندگی شخصیت های بزرگ وبرترداشته باشید تامتوجه این اصل طلایی شوید که انضباط وسخت کوشی اولین شاخصه زندگی انسانهای بزرگ است .آن هاهرگززمان راازدست نمی دهند به خوبی می دانند که درچه شرایطی واقه شده وچه باید بکنند .نکته بعدی قاعده ای است که می گوید اگربدون چشمداشت به دیگران خدمت کنید یادرجهت مثبتی شروع به فعالیت نمایید قطعا درروزی وجایی که انتظارش راندارید وکمانش رانمی کنید نتیجه اش به شما بازگردانده خواهدشد .این وعده خداونداست که بندگانش راازراه هایی که گمانش رانمی برند روزی می دهد بنابراین مطمئن باش هیچ تلاشی گم نمی شود درست همانند بذری که درزمین کاشته می شود بسته به نوع وگونه اش زمان لازم است تابه باربنشیند تماس ها وارتباط های مختلف نیز همین گونه اند وهرکدام باطی شدن زمان لازم به مرحله فایده خواهند رسید .همنشینی باانسان های شاد وخوشبین ومصمم وپرانرزی طبیعتا شماراباخودهمسو کرده ورویتان تاثیرخواهد گذاشت .

افرادموفق چه ویزگی های مشترکی دارند :ویژگیهای افراد موفق

مهم نیست فردموفق چکاره باشد مهم این است تمام افراد موفق دریک سری موارد ویزگی های مشترکی دارند .شمامی توانید باطرزفکرآنها آشنا شوید تازندگی خودرا به نحوشایسته ای تغییر دهید بابکارگیری روشهای زیر می توانیددر زندگی تان مانند افراد موفق فکرکنید تصمیم بگیرید ودرآینده نه چندان دورشاهد موفقیت های چشمگیری درزندگی خودباشید .

1ول ) یک شخص موفق درابتدا درموردهرمساله ای به خوبی فکر می کند به نکات مثبت انرزی می دهد وآن راطوری درذهن خود تجسم می کند که گویی واقعی است سپس بااراده قوی به سمت هدفش گام برمی دارد وبرای رسیدن به آن ازهیچ تلاشی دریغ نمی ورزد .

دوم ) افرادموفق درزندگی خودریسک های حساب شده می کنند افرادموفق ازریسک کردن نمی ترسند ودرعین حال تمام جوانب واحتمالات مثبت رادرنظرمیگیرند وسپس بااراده قوی واستوار به سوی هدفشان گام برمی دارند جوانب واحتمالات منفی درنظرافرادموفق یک راه بازدارنده ازهدف است .

سوم ) افرادموفق هیچوقت والدین خودویادیگران رامقصرنمی دانند افراد موفق بجای اینکه وقت شان رابه گله وشکایت دیگران ومقصرنمودن والدین تلف کنند خودمسئولیت اعمالشان رابعهده میگیرند .

چهارم )افراد موفق قدردیگران رامی دانند وبه تمام کسانی که به آن هاکمک کرده اند تاازپله های موفقیت بالاروند مدیون می دانند وهمواره قدرشناس آنها هستند هنگامی که به هدفشان می رسند فراموش نمی کنند که درطول راه چه کسانی درموفقیت شان نقش داشته اند به نیروی خداوند که همواره همراهشان بوده اعتقاد دارند بنابراین همواره افتاده حال هستند وچیزهایی راکه دارند باکمال میل بادیگران تقسیم می کنند .

پنجم ) افراد موفق همواره ازشکست خود درس میگیرند آنها معتقدند موفقیت به دنبال شکست کسب می شود بادرس گرفتن ازاشتباهات گذشته است که فردمی تواند قدم به سوی موفقیت بگذارد افراد موفق اگردرزندگی دچاراشتباهی شوند سعی میکنند ازآن درس بگیرند وخودرااسیران نمی کنند .

ششم ) افراد موفق ازتمام فرصت های زندگی شان استفاده می کنند بهتراست بدانید هیچ گونه فرمول جادویی وجودندارد تابابکارگیری آن بتوانید درست شبیه افراد موفق شوید تنها چیزی که آنها درطول زندگی شان فراگرفته اند این است که ازتمامی فرصت های زندگی شان به نحواحسن استفاده می کنند تنهابرروی افکارمثبت خودتمرکزمی کنند تمام نگرش های منفی راازخوددورمی کنند راحت تسلیم مشکلات نمی شوندازنظرآنها تنهادلیل  افرادی که هیچوقت به پیشرفت نمی رسنداین است که این افراد اطراف خودرابه دقت نگاه نمی کنند وازداشته هایشان بهره نمی گیرند .

هفتم ) افراد موفق همواره درزندگی شان باانسانهای که مثبت گراهستند همسومی شوند وهمیشه افرادی که به آنها انرزی منفی می دهدراازخوددورمی کنند

هشتم )افراد موفق درهرشرایطی که باشند دست ازتلاش خودبرنمی دارند این افرادختی درشرایط دشوارباهم خودرادست کم نمی گیرند این افراد اگرهم مشکلات زیادی داشته باشند بازبرتواناییهایشان تمرکزدارند .

اگه شما هم می خواهید یک فردموفق درزندگی تان باشید بد نیست موارد بالاراامتحان کنید  .

 

تکنیک جادویی "آخردرمانی" رابااحتیاط به کاربگیریم !

آخردرمانی ! یعنی نهایت کاروبدترین امکان محتمل رامقابل چشم دیدن وبه خودقوت قلب دادن ونترسیدن ودرنتیجه شجاع شدن ودلشوره واضطراب نداشتن .تقریبا تمام کسانی که دربدترین شرایط روحی وآشفتگی ذهنی قراردارند بااستفاده ازاین تکنیک به راحتی ازپس بحران هاوفشارهای روانی برمی آیند وتوان ادامه حیات ومبارزه راپیدامی کنند برای مثال کسی که عزیزش راازدست داده فقط چندروزاول درحالت بهت وشوک است وسرانجام بایک جمله طلایی مبتنی برهمین تکنیک آخردزمانی که ازخودش ودیگران می شنود ناگهان همه چیزرایکباره فراموش می کند ودوباره زندگی عادی خودراشروع می کند وآن جمله طلایی این است که بالاخره دیریازود همه رفتنی هستیم وازمرگ گریزی نیست .

اما نکته مهم اینجاست که شگرد جادویی آخردرمانی برای بی خیال شدن وتسلیم شدن نیست بلکه فقط یک تکنیک آرام سازی معمولی وجاافتاده وفراگیر برای مقابله باخیالات ترس آورومبهمی است که مانع ازحرکت وتلاش عادی انسان هامی شوند وشعارآخردرمانی هیچ تاثیری روی نتیجه نهایی کارندارد .بیاید بجای استفاده نادرست ازاین تکنیک فوق العاده موثر آنرادرمسیردرست به کاربگیریم واجازه ندهیم که هیچ فرصتی باهیچ دلیل قانع کننده ای اززیردستمان دربرود وبیکاری وتن پروری جایگزین شوق وتلاش وکاروجیات ماشود .تمام جوانان بیاد داشته باشندکه هیچگاه معصومیت وپاکی وآزادی وشجاعت وابتکار واعتماد به نفس خودراباشعارهای به ظاهرقانع کننده تکنیک آخردرمانی مفت ومجانی واگذارنکنند وخودرابه سرعت وبی هیچ تقلایی به کناردره سقوط نکشانند .شعارهای آخردرمانی فقط برای این ساخته شده اند که ترس وهراس مانسبت به خیالات وهم انگیز راازبین ببرند امادرنهایت آخردرمانی هرگزنمی تواند مارادرزندگی به چیزهایی که آرزوداریم برساند .

توتنها نیستی :

توتنها نیستی ماه درپس ابرهای تیره هنوزروشنه نگاه کن عبوربی صدای باد وبارون بی پروای فردارو .وقتی همه کوچه هابرات بن بست به نظرمی رسه بازکوچه ای هست که روبه وسعت دریاوآسمون بی کران گشوده شده .هنوزراهی هست که تواونو کشف کنی وبه آستانه اون پابذاری ! توتنها نیستی دستان بسیاری مثل دستان تو درحال نیایش اند وخداروروزوشب صدامی زنند وبرای آرزوهای به دل نشسته شون دعا می کنند چشم های زیادی به نقطه معجره دوخته شدن وبسیارند کسانی که برای اجابت خواسته هاشون صف کشیدند وانتظارمی کشند .دردتواززخم های تونیست ازتصورتوازتنهاییه توخیال می کنی دراین هستی پررمزورازسهم توغمه سهم دیگری شادی توفکرمی کنی کسی نیست که حرفهای توروبشنونهوتنها توئی که بارمحنت وبیماری وفشارهای زندگی روروی شونه هات تحمل می کنی توگمان می کنی دردرتودرمان نداره رنج توپایانی نداره وروزنه ای برای صعودازاین دره های هولناک نیست توشاید احساس بی ارزشی ونالایقی می کنی وخودت روبرای رسیدن به قله موفقیت کوتاه می بینی دراین لحظه کم کم ازمفهوم زندگی فاصله می گیری وخودت رومثل بره گمشده دربند چوپانه ! نه درحلقه خدای چوپان !توتنها نیستی تاوقتی که مرزی بین شادی وغم نذاری هرحادثه ای درهستی اگه  خوب توجه کنی  خیرمحضه .اون حادثه باید کمکت کنه تاخودت روکشف کنی به تعریفی ملموس ازوجودت برسی .نگاه کن ! توازاین کل بیرون نیستی هیچ کس باعث ناکامی تونیست تاوقتی دنبال مقصرمیگردی رشد نمی کنی وقتی شکایت می کنی وقتی ناامیدی احساس تنهایی می کنی جرات روبه روشدن باواقعیت ها رونداری یعنی درآهنگ وجودت یک ناهماهنگی رخ داده یکی ازاین نت ها خارج شده ذهنت نمی تونه باطبیعت رویدادهاهم سوبشه . دراین حالت به اونچه درذهنت می گذره توجه کن رهبراین ارکستر توهستی .این سازه هابه اشاره توکوک می شوند .وقتی تونمی تونی خودت روبپذیری واقعیت هارو هم نمی تونی بپذری پس قادربه تغییر ناهمانندها هم نیستی واین حالت ضد بودنه ضد زندگیه .زندگی چالشی مدامه این چالش باتولد توآغازمی شه باهرحرکت حرکت بعدی تومعنا پیدامی کنه وتاتوحرکت نکنی نمی تونی روح هدایت گرت رو درلحظه لحظه زندگیت مشاهده کنی .اگه دانه دردل خاک تقلا نکنه نمی تونه ازخاک وآب بهره ببره ورشد کنه .این که تودرچه مسیری هستی یاچه حوادثی برای توپیش آد بخش ناشناخته وجوده ودرواقع جاذبه درهمینه که تونمی دونی چه حوادثی درانتظارتوست ولی می دونی کسی هست که به حرکت تودرجهت تکامل ورشد نگاه می کنه وپیام های توهدایت کننده شو به وقت مقدربه تومی رسونه .اولین قدم درایجاد یک رابطه عاشقانه باخود پذیرش وجودته همان گونه که هستی خودت رو وشرایط وحوادث پیرامونت رو بپذیر بعدبه خودت بگو حالا چه چیزهایی رومی تونم بامحبت وعشقی راستین نسبت به جوهره وجودم تغیر بدم هرتغییری باروش های نیکووخردمندانه امکان پذیره ومحصول نهایی اون رضایت باطنی توونشاط وشادمانی روانی توست حالاقدبکش وبلندوبلندترشو این توهم نیست حقیقته توخالق زندگی خودت هستی به انسان های بلند قامت نگاه کن کسانی که موفق اند پیشرو هستند وازصفر به ایده آل های خودشون رسیدند اوناهمه ادامه بخش هایی ازوجودتواند تازنده ای برای والایی وسروری طراحی کن اززمین خاکی تاآسمان آبی فرصت پریدن داری دراین رویا سفرکن تومی تونی منودوباره بخون ازنقطه شروع .تو تنها نیستی .مینای من ! پرنده بهشتی خدا باتوست .

هستی داشتن یعنی آزادبودن :

خداعین هستی است اودرتمام آیینه ها پیداست اثبات کردن او نشانه آن است که می توانیم اورانادیده بگیریم اوچنان آشکاراست که هردلیلی برای اثبات اوناسزاست هردلیلی برای اثبات او مسخره است .خدا،برای کسی هست که هستی اورادردل خویش لمس می کند .خدابرای کسی که هستی اورادردل لمس نمی کند نیست .خدا بی منتهاست بی منتهاراباید شورمندانه وباهمه وجودخواست تنها دراین صورت است که اوازآن تومی شود .به این حکایت عطار گوش بده : عطارمی گوید شبی ازشب ها روح الامین درسدره بود اوشنیدکه خداوند عاشقانه به رازونیاز های کسی لبیک می گوید روح الامین گفت نمی دانم کیست که دراین وقت شب باخداسخن می گوید اماهرکه هست بنده ای ست هلی که نفسی مرده ودلی زنده دارد بنابراین خواست که این بنده عالی مقام رابشناسد اوهفت آسمان وزمین راگشت دریاهاوکوه هاراگشت به دشت ودمن سرکشید اما اثری ازاین بنده خوب خدانیافت ناچاربه سوی حضرت حق شتافت ومشاهده کردکه خداوند همچنان مشغول لبیک گفتن به آن بنده سعادتمند است بازگشت ودوباره به جست وجوپرداخت سرانجام بی انکه آن بنده دعاگورادیده باشد نزدخداوندرفت وگفت تواورابه من نشان بده شوق دیداراورادارم .خداوندبه روح الامین گفت به روم وبه فلان ویرانه برو اوراخواهی یافت روح الامین به روم رفت ودران ویرانه بت پرستی رادید که ازخمیرمانده نان بتی ساخته است ودرمقابل آن بت زارمی زد عاشقانه نجوا می کند بت پرست دران ویرانه شورمندانه وعاشقانه بتی راخطاب می کرد وخداوند به لطف خویش به اوپاسخ می داد .

چرادرمنطقه راحتی خودرامحبوس می کنید ؟

آیاتابحال خودرابرسردوراهی دیده اید ؟

Z چگونه می توان به اوج آرزوهادست یافت زمانی که بالی برای پرواز کردن وجود ندارد ؟

قطعا برای دست یابی به اهداف روزانه به چندین ساعت تمرین منظم نیازمندید .اگر کسی می خواهد ازشرایط زندگی والایی برخوردارشود باید ازهمین امروز شروع به تمرین کند .منظور این است که ذهن خودرابرتصاویر مثبت متمرکزکرده سلول به سلول وذره به ذره خودوزندگی مان راهمان گونه که آرزومندیم تجسم کنیم .این یعنی پایداری برهدف تشنگی مستمروطلب کردن ازاعماق وجود .حتما می پرسید چه بهره ای ازاین عمل خیالبافانه می توان گرفت ؟! جوابش بسیار ساده است مگرنه این است که هرعملی که ازمابروزمی کند پیش زمینه ذهنی دران دخیل است ؟ بنابراین باتغییر ساختار ذهنی رفتار مانیزمتعاقبا تغییر خواهد کرد .به عبارت دیگرباقرارگرفتن ذهنی دروضعیت رویاهایمان به خودی خودرفتارواعمال مان نیزبه ان سمت متمایل می شود .به قول دکتر وین دایرشمامی توانید قدرت تجسم وتصورخودرابه کاربندید تاتصویر ذهنی خویش راپایدارکرده ورشد دهید وبه آن تصویری برسید که درپرده ضمیر خودنقاشی کرده اید ویابرعکس آن رابانمی توانیم هاونمی شودها تخریب کرده ومحو سازید شما همان چیزی هستید که درطول شبانه روز پیرامون آن می اندیشید .فراموش نکنید ریشه اعمال ورفتارشما چه خوب وچه بد ازطریق اندیشه هایتان آبیاری شده ورشدمی کند .همیشه این نکته رابه یادداشته باشید کسی که دایما منفی بافی کرده وتکرارمی کند که نمی توانم ونمی شود قطعا به نتیجه ای جز شکست وناکامی نخواهدرسید .دیگروقت آن رسیده که باورکنید تمامی شکست ها ناشی ازافکارشماست نه شرایط محیطی ،زندگی یااجتماعی تان !؟

زمانی برای بودن :

دنیایی است دردنیابودن وزندگی کردن .هرساختنی درکنارهرویرانی ، هربرخاستی درکنارهرزمین خوردن که اگرپرتگاهی است درکنارش تکیه گاهی هم وجوددارد .وقتی برای آمدن ووقتی برای ازدست دادن که اگرازدست رفتنی هست بی شک بازگشتی خواهد بود .وقتی برای اشک ریختن ووقتی برای خندیدن .که اگرغمی جانسوزمی سوزاندومی ماند وهست زمانی هم برای خوشحالی است .مطربی برایت می نوازد توهمنوا شووباآن قدربدان .لحظه هایی هست که باید نگاه داری وزمانی می رسد که باید دوربیندازی وفراموش کنی .زمان هایی رابه سکوت می گذرانی که اگرسکوتی هست زیباست وتووقتی برای گفتن می یابی ومی گویی .زمانی برای محبت کردن وزمانی برای نفرت که اگرهست همه الزام است .ودوباره بازی درزیراین آسمان هفت رنگ وبرای هرچیز وبرای هرمطلب درزیرآسمان وقتی هست .گاهی می توانی خیلی بدشوی وگاهی می توانی آنقدر بهترشوی که برروی ابرهادرحرکت باشی پس همیشه به فکرحرکت برروی ابرهاباش .

ایمان ، نیرویی که کوه هارابه حرکت درمی آورد :

ایمان یکی ازپرقدرت ترین نیروهاست که ماراقادرمی سازد کارهای به ظاهر غیرممکن راانجام دهیم .وقتی ماایمان داریم ودرواقع احساس کامل بودن رضایت وخرسندی می کنیم وآرامش وجودمارادربرمیگیرد اززمان حال لذت می بریم وترس ازآینده ازبین می رود زیراحتم داریم که آینده خوبی درانتظارماست اگرازاین بترسیم که شایدددرآینده به نتیجه مطلوب نرسیم ترس وجودمارادربرمیگیردوبااین تفکرآرامش خودراازدست می دهیم .همیشه درجست وجوی افرادی باشیدکه نسبت به شما ایمان واعتقاد بیشتری دارند یاحداقل بتوانند نورایمان رادروجودشماروشن کنند اگر شک وجودتان رافراگرفته است درموردبرطرف کردن آن نگران نباشید به جای فرارکردن ازشک برروی ذره ای ازایمانتان متمرکز شوید ازنیروی تخیلتان کمک بگیرید اگردوست دارید پیشرفت چشمگیری داشته باشید دقیقا بفهمید چه می خواهید صریح باشید درموردآن بنویسید تصورش کنید دعا کنید وآن راازخداوند بخواهید خودرالایق آن بدانید وبه این موضوع اعتقاد داشته باشید که خداوند می خواهدشماراخوشحال کند .نباید شک وجودتان رافرابگیرد که آیاخواسته تان براورده می شودیاخیر ویااین که شما چه موقع نتیجه آن راخواهید دیدی هنگامی که درمورد خواسته تان باخداوند صریح وصادق هستیم نیرویی برتر ازخواستن درمابوجود می آید وان ایمان به این نکته است که خداوند به بهترین شکلی آرزویمان رابراورده خواهد کرد حتی اگردرظاهرخیلی باآن چه انتظارش راداشتیم متفاوت باشد .تصورکنید آرزوی شمابرآورده شده است اما فقط نمی دانید چه زمانی ودرکجا باان روبروخواهید شد ایمان یعنی تلاش کردن ومنتظرموفقیت وکامیابی بودن واین که بپذیرید هراتفاقی که می افتد شمارابه موفقیت نزدیک ترمی کند بدون اینکه اهمیت دهید آن اتفاق چیست پیشرفت درزندگی وبه دست اوردن خواسته هایتان به سرعت زخ نمی دهد مادامی که تلاش ومبارزه کمتری خواهید کرد کسب موفقیت کمی دشواراست باقدم گذاشتن درمسیرها ناشناخته مااززندگی راحت وآسان فاصله می گیریم ومجبوربه پذیرفتن تغییرات زیادوسریعی درزندگی می شویم ولی رسیدن به انچه می خواهیم ارزش یک بارخطرکردن رادارد واگر چنین کردیم خواهید دید که می توانید کوه هارابه حرکت دراوردید .

کافی است برخیزی وقدم بزنی جاده زیرپای توست :

برآورده شدن خیلی ازآرزوها ی دورودست نایافتنی مابه سادگی ازجابرخاستن وقدم زدن است وبسیاری ازمابه دلیل تنبلی ومشکل روانی کارراخیلی سخت می کنیم ودست وپای خودمان راباطناب وریسمان نامریی ذهنی می بندیم وبه خودمان آمپول فلجی می زنیم .رمز موفقیت خیلی ساده است برخیزیدوقدم بزنید .جاده خودش به اوروش درست قدم زدن رایادخواهدداد درست است بعضی مواقع  پایتان درگودالی فرومی رود ویازمین می خورید اما مهم این است که بالاخره درطی مسیروبه هنگام قدم زدن به موفقیت وبه چیزی که می خواهید دست خواهید یافت .وخوب طبیعی است برای کسی که هنرازجابرخاستن وقدم نهادن درجاده دررگ وروحش جاری است چندصباحی زمین خوردن هم قابل تحمل می شود .حقیقت این است که خیلی ازمافقط ارزومی کنیم ونمی دانیم که آرزوی خشک وخالی هرگزبرآورده نی شود وچه بسا آدم هایی که بدون آرزوازجابرخیزند ودرجاده راه می روند بی انکه بخواهند به ارزوهایشان می رسند وچه بساآدم هایی هم که درعمیق ترین بخش وجودشان رویای رسیدن به یک آرزو راهرروزپرورش داده اند فقط به خاطر یک جانشستن وراهی جاده عمل نشدن تااخرعمر درحسرت رسیدن به آن آرزو ناکام می مانند .جالب اینجاست که هستی وکاینات هم میوه های شیرین وگوارای خودراتقدیم کسانی می کندکه به سوی آن میوه دست دراز کرده اند .حقیقت تلخی است نه ؟! اما این رسم زندگی است وقاعده بازی روزگاراین است که فقط ـن هاکه ازجابرخاسته اند ودرجاده فدم زده اند حق دارند نام مسافر به خود بگیرند وازمزایای سفربهرمند شوند .تصوراین که کسی زحمت بکشد وبه نتیجه نرسد ویاکسی بدون زحمت به درجات عالی برسد تصورغلطی است که حتی اگرتنبل های عالم برای اثبات این تصورات باطل هزاران داستان بنویسند وصدها فیلم بسازند بازهم چیزی عوض نمی شود ونهایتا مزد وپاداش راکسی میگیرد که دست به عمل می زند واقدامی کند .اگردرزندگی آرزوی رسیدن به چیزی رادارید بلافاصله به محض این که طلب رسیدن به آن آرزودردلتان شکل گرفت ازجابرخیزید وبرای رسیدن به ان آرزو یک قدم هرچندکوچک وبی اهمیت بردارید .اگرمی خواهید خانه ای بزرگ بسارید وپول نداردی دست روی هم نگذارید تاازآسمان کیسه زربرسرتان بیفتد .شاید شنیده باشید که دعای بی سروصدا معمولا زودتر اجابت می شود حتما باخودتان می گویید دعای بی سروصدادیگه چه صیغه ای است ؟ دعا دونوع است نوع اولش این است که یک جامی نشینی ودست به سوی آسمان می بری وانچه می خواهی باتمام عشق وشوروشوق برزبان جاری می سازی ودایم نزد این وان ازارزوی خودسخن می گویی ونوع دومش این است که هیچ نمی گویی وبااطمینان کامل ازاین که خالق کاینات بدون هیچ تردیدی تورادراجابت دعاهمراهی می کند درسکوت دست به اقدامی می زنی که راه رسیدن تورابه مورددعایت نزدیک کند وبیاد داشته باشید که دعای بی سروصدا غالبا به سرعت وبه شکلی حیرت انگیز اجابت می شود وبراستی مگرحقیقت غیر این است .انسانی که ازجابرنمی خیزد وقدم درجاده نمی گذارد حق ندارد درخصوص سهم خود ازجاده ونقش خوددرتعیین سرنوشت خودش وجاده اظهارنظر کند اوچون کاری نکرده است پس خودبه خودبایدازمجموعه کنارگذاشته شود واین انتخابی است که خوداو باید مسئولیت این انتخاب رانیزتمام وکمال بپذیرد .پس قدم درجاده بگذار ...

یکایک افرادی که درزندگی به آنچه می خواسته اند دست یافته اند به چه چیزفکرمی کنند :

اگرازیکایک افراد موفق وشادجهان سوال کنید که بیشتراوقات به چه چیزی فکرمی کنند مطمئنم که قاطعانه خواهند گفت : به آن چه که می خواهم ".وهمین طوربه نحوه رسیدن به آن نه مشکلات وکمبودهایی که درزندگی دارند ."آن چه که می خواهم "به زبان ساده یعنی هدفی دردوردست یعنی چیزی که هم اکنون ازآن محرومم ودرصورت تلاشی همه جانبه وتمرکزبه روی آن در
آینده ای دوریانزدیک به ان رسیده ودرکش خواهم بود . به خاطربسپارید که به قول برایان تریسی میزان خوشبینی شمابهترین معیارتعیین کننده ومیزان خوشبختی وتندرستی وثروت وطول عمروهرچیزارزشمنددیگراست .هرچه خوشبین ترباشیدانرزی بیشتری هم کسب کرده وسیستم ایمنی بدن تان قوی ترشده وهم دربرابرعارضه جسمی یاروحی مقاوم ترخواهد بود هرگزازیادنبرید : وقتی که ندانیدبه کجابرویدناگزیربه جایی هم نخواهید رسید هدفی نتوانید ببینید هرگزنمی توانید نشانه اش بگیرید .منظورازآینده نگری خیالبافی ودررویابه سربردن نیست بلکه غرض شفاف دیدن آن چیزی است که اززندگی انتظاردارید وبرای دست یابی ورسیدن به آن خلق شده اید هرچه تصورروشن ترباشدقطعا احتمال خلق وبه حقیقت پیوستن آن درآینده نیزبیشتروبیشترخواهدشد.

هیچ وقت هیچ چیزوهیچ کس رابی جواب نگذار!!!

جواب سلام راباعلیک بده

جواب تشکرراباتواضع بده

جواب کینه راباگذشت.

جواب بی مهری رابامحبت

جواب ترس راباجرات

جواب دروغ راباراستی

جواب دشمنی رابادوستی

جواب زشتی رابازیبایی

جواب توهم رابه روشنی

جواب خشم راباصبوری

جواب سردی رابه گرمی

جواب نامردی رابامردانگی

جواب همدلی رابارازداری

جواب اعتمادرابی ریا

جواب بی تفاوتی راباالتفات

جواب یکرنگی رابااطمینان

جواب مسولیت راباوجدان

جواب خواهش رابی غرور

جواب دورنگی راباخلوص

جواب بی ادب راباسکوت

جواب نگاه مهربان رابالبخند

جواب لبخندراباخنده

جواب دلمرده راباامید

جواب منتظررابانوید

جواب گناه رابابخشش

وجواب عشق چیست جزعشق ؟

همیشه جواب های هوی نیست جواب خوبی راباخوبی بده جواب بدی راهم باخوبی بده هیچ وقت جواب سربالانده هیچ وقت هیچ چیزوهیچ کس رابی جواب نگذارمطمئن باش هرجوابی که بدهی یه روزی یه جوری یه جایی به توبازمیگردد.

کسی که ازنزدیکترین فاصله به حرف توگوش می دهد :

می گویندعشق که می آید عقل کورمی شودوانسان نمی تواند مثبت ومنفی هارابه شکل واقعی ببیند وفقطمثبت هارامی بیند امامن می گویم وقتی عشق پابه میدان میگذارد عاشق هنوزمنفی هارامی بیند امامعشوق رابه خاطرمنفی داشتن می بخشد ومی گوید که این منفی  ها قابل گذشت واصلاح هستند ودرقیاس باآن همه مثبت اصلاقابل اعتنانیستند به عبارتی وقتی عشق ظاهرمی شود میزان بخشیدن هم افزایش می یابد وهرچه عشق بیشترباشدبخشودگی واغماض وچشم پوشی هم بیشتراست .فکرمی کنید چراخیلی ازدختران باوجودی که می دانند فردی که به خواستگاری شان آمده ازبعضی جهات مشکل دارد بازهم ازدواج بااورامی پذیرند ؟ جواب بسیارساده است !؟این دختران مشکلات خواستگاران خودراقابل بخشش وقابل چشم پوشی وازجهاتی اصلاح شدنی می دانند وبه همین خاطربرخلاف میل اطرافیان باهم اورابه عنوان همسرخودمی پذیرند این دختران به هیچ وجه کورنیستند ودرواقع به خاطرعشق وعلاقه ای که پیداکرده اند ظرفیت بخشودگی شان بالارفته وازخطاهای معشوق چشم پوشی می کنند !

حالاکدام موجودعالم است که عشق ومحبتش نسبت به تک تک ماازهرموجوددیگری بیشتراست ؟

جواب بسیارساده است همان کسی که اورابعنوان خالق هستی وصاحب کاینات می شناسیم یعنی همان موجودی که مادرفارسی به اوخدا می گوییم ومالک کل زمین هاوآسمان هاست .شاید یکی که خیلی گناه کرده وخودراروسیاهترین موجودعالم بداند ازراه برسد وبگوید که خداهم ازاورویگردان شده ودیگرعزیزش ندارد امااین بامنطق ابتدایی که من وشماخوب می دانیم درست نیست وجوردرنمی آید ؟!چراکه همه خوب می دانیم موجودی که خدانخواهد باشدحتی اگرتمام عالم وآدم دست به دست هم دهند اویک لحظه هم نمی تواند بیشتر زنده بماند وبالافاصله به دیارنابودی وفنافرستاده می شود پس همین که هستیم ونفس می کشیم همین بودن مانشانگران است که خالق هستی بی اعتناوبه نظرهمه آدم های رنگ وارنگ دنیا ماراعزیزمی دارد وبه ماعشق می ورزد ممکن است بگوییدماگناهان زیادی کرده ایم واین گناهان بین ماوخداوندعالم فاصله انداخته است اماحقیقت این است که چنین فاصله ای هرگزوجودنداشته وندارد ونخواهد داشت وخالق کاینات به واسطه عشق وعلاقه بی نهایتی که به تک تک مخلوقاتش دارد باوجوددیدن گناهان مارامی بخشاید ودرنزدیکترین فاصله بامامنتظراست تانگاهمان رابرگردانیم وچشم درچشم مهربانش دوزیم ودرزیبایی نگاهش غرق آرامش ابدی گردیم .

Zوقتی که عشق به فرداموکول می شود:

ابرازکردن عشق برای بیشترمردم همانند کتابی است که درنظردارند بعدها بخوانند یامثل تلفنی است که بعدا می خواهند بزنند یانامه ای که زمانی دیگرخواهند نوشت نیت مان خالص است عزم مان جزم است ولی همیشه دلیلی منطقی برای اقدام نکردن داریم لابدهنوزوقتش نرسیده یاحالش نیست یاکارهای مهم تری وجوددارد یاکواکب اجازه نمی دهند یافلان وبهمان ...؟چنین است که روزهاهمه بافرصت های ازدست رفته وبه تاخیرافکندن هاسپری می شود وازعشق که این همه بدان نیازمندیم خبری نیست .بعضی کارهارانباید به فرداموکول کرد طفلی که دوان دوان به طرفمان می آید تادرآغوشش بگیریم وازاوتعریف کنیم همین الان به آن نیازدارد نه درزمانی که برای مامساعداست .دوستی که به شانه هایت محتاج است تادمی گریه کند نمی توانددرانتظارفرصت مناسب تری بماند کسی راکه می خواهد دوباره مطمئن شودکه دوستش دارید نباید به امیدفرداهارهاکرد عشق تعهدی است که اطمینان می دهد هروقت به من نیازداشتی درکنارت هستم این فکرکه بعضی زمان ها ی دیگرمناسب تراست برای خیلی هایک عمرپشیمانی بارآورده است هیچ چیزنمی تواند جبران کننده دمی باشدکه عشق ماراطلب شده است ومابی پاسخ ازکنارآن گذشته ایم وکسی که فرصت برآوردن نیازدیگری راازدست می دهد یکی ازغنی ترین تجربه هایی راکه زندگی ارایه می کند ازدست داده است

**********************************************************************  .

اگربرای رسیدن به خوشبختی منتظرآینده ای زوددیرمی شه

اگربرای تغییراوضاع منتظرمعجزه ای زود،زوددیرمی شه

اگرهنوزنقشه ای برای فرداهات نداری ،زوددیرمی شه

اگرواسه  جمع کردن جرات وشهامت برای پیگیری آرزوهات امروزوفردامی کنی زود دیرمی شه

اگربرای ترک عادتهای بدمنتظرموقعیت مناسب تری هستی ،زوددیرمی شه .

اگربرای تغیرندادن اوضاع به اشتباهت قبلی ات استنادمی کنی زوددیرمی شه .

اگربه جای راهکاردنبال مقصرمی گرید زوددیرمی شه

اگربرای شادکردن دل های دیگران منتظربهانه ای زوددیرمی شه .

اگربرای بهتربودن منتظرزمان بهتری هستی زوددیرمی شه .

اگربرای گفتن جمله دوستت دارم هنوزفرصتی پیدانکردی زوددیرمی شه

اگرامیدراازرویاهات ،اراده روازتصمیمات ، وهدف روازاندیشه هات دریغ کنی زوددیرمی شه

اگربرای دلجویی ازیک دل شکسته خیلی سریع کاری نکنی خیلی زوددیرمی شه

اگرطعم عمیق وشیرین فرصت های بی انتهای زندگی روتولحظه هات نچشید باشی زوددیرمی شه .

اگرشادی های امروزروبه بهانه کم ارزش وکوچک بودن ندیده بگیری وغصه هاتوزیرذره بین ببری زوددیرمی شه اگرامروزکاری ازدست توبرای دیگری برمی آید تافرصت باقی است پیش قدم شوچون زوددیرمی شه

اگرفکرمی کنی معجزه چیزی شگفت انگیزترازشادبودن وشادکردن دل های دیگران است مراقب باش اگربااین فکر فرصت هاروازدست بدی زوددیرمی شه

اگربرای بخشیدن قادربه ترک کینه های کهنه نباشی زوددیرمی شه

اگرازخوشبختی توذهنت فقطیه دورنمابسازی وقتی که خانواده خوب داری وقتی سلامتی وهزاران نعمت دیگه داری که اصلا به نظرت مهم نمی آد زوددیرمی شه

وقتی همیشه پشت وپناه وتکیه گاهی مثل خداداری که اتکای تو به کسی یاچیزی غیرازخداباشه زوددیرمی شه .

اگه خداروفراموش کردی وفکرکی کنی خداهم توروفراموش کرده زوددیرمی شه

اگربه شرایط نامساعد بهایی بیشتر ازامیدواراده ات بدی زوددیرمی شه

اگرقبل ازتلاش کردن باخودت بگی ازدست من کاری برنمی یاد زوددیرمی شه

اگه هنوزذهنتو تغییرندادی ونمی دونی باید چکارکنی وتمام فرصت هاروازدست دادی زوددیرمی شه

  الان وقتشه همین حالا که هنوزدیرنشده زودباش کاری کن .یادت باشه خیلی زوددیرمی شه .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 14:10  توسط mohammad khorshidi mianai  | 

نکات کوچک موفقیت های بزرگ ( قابل توجه والدین)

نکات کوچک موفقيتهاي بزرگ

35 نکته برای توجه والدین و معلمان


1- نسبت به مدرسه برداشت مثبتي داشته باشيد

وقتي پدر مي گويد : من هميشه به مدرسه علاقه مند بوده ام ، مطالبي که در مدرسه ياد گرفته ام در فهميدن مسائل مربوطه ، زندگي و کارم کمک زيادي به من کردند ؛ غيرمستقيم به فرزندان نوجوان خود کمک مي کند تا احساس مثبتي نسبت به مدرسه کسب کنند .

زماني که مادر مي گويد : بگذار مسائل و تکاليف درسي تو را ببينم ، ‌شايد در فهم سئوالات بتوانم کمک کنم . چيزي بيش از کمک به نوجوان عرضه مي کند .

او در حقيقت مي گويد : اين مهم است که تو بايد خودت آن را انجام بدهي ،‌ ليکن من کمک خواهم کرد تا کاري را که بايد انجام دهي ، خوب بفهمي .

2- نوجوانان را در بحث هاي خانوادگي شرکت دهيد

خانه اي که در آن والدين و نوجوانان فرصت بيان نظرات خويش را نسبت به اشياء و موضوعات مورد علاقه خود داشته باشند فرصت مناسبي براي يادگيري به نوجوانان مي دهد که هيچ مدرسه اي نمي تواند با آن برابري کند ، نوجوانان از گفتگوهاي سرغذا ، بيش از تمام مدت روز در مدرسه چيز ياد مي گيرند .

3- فرزند خود را در مسير موفقيت قرار دهيد

نوجوانان نيز مانند بزرگسالان ، ‌در اثر موفقيت هاي متناوب به موفقيت خو مي گيرند . آنها به خود اطمينان پيدا کرده و از خويشتن انتظار موفقيت دارند . اين گونه کودکان در مدرسه موفق و در خانه شاد و مسرور هستند . شکست نيز شکست هاي بعدي را به دنبال دارد .

نوجوانان به موفقيت هاي روزانه احتياج دارند . آنها بايد آگاهي يابند که والدينشان از موفقيت آنها اطلاع حاصل کرده و به وجودشان افتخار مي کنند . والدين بايد به نوجوانان بفهمانند که موفقيت يک روياي دور و غير قابل دسترسي نيست . بلکه موفقيت در زمان حال هم موجود و ممکن است .

4- تمرکز حواس

نوجوانان بايد حواس خود را متمرکز کنند . هر بار که نوجوان به تلاش خود براي يافتن پاسخ ادامه دهد توانايي او فزوني مي يابد . يعني به تفکر مداوم و اصرار در تفکر عادت مي کند .

والدين بايد نوجوانان خود را به اين روش تشويق کنند که هنگام کار ، به کار و هنگام بازي به بازي کردن بپردازند . اين روش براي زندگي روش خوبي است .

5- ترس از شکست را کاهش دهيد

وقتي به نوجوان مسئوليت خيلي زياد بدهيد ، نگراني او گسترش مي يابد . اگر مسئوليت خواسته شده از نوجوان بسيار اندک باشد ، نوجوان وابسته و تابع بار مي آيد . بين اين دو يک محوطه وسيع و پهناوري وجود داردکه نوجوانان در آن شاد ، موفق و آرام مي باشند . اين همان روابطي است که والدين بايد براي دست يافتن به آن کوشش کنند .

والدين در اعمال کنترل و انضباط بايد تا جايي پيش روند که نوجوانان اخذ تصميم را فرا بگيريند . همزمان با اين ، نوجوانان بايد مسئوليت تميزي ، نظافت و نگهداري از اطاق وسائل شخصي خويش را به عهده بگيرند .

6- کمک کنيد تا فرزندان شما مرکز توجه خود را گسترش دهند

انسان هر چه بيشتر بداند ، نيازمندي و گرايش او به دانستن بيشتر مي شود . تکميل الگوي ادراک و تفاهم در مغز ، سبب کسب لذت شادي مي شود . هر چه دامنه دانش بيشتر باشد ، ‌زمينه هاي زيادتري را مي توان به آن اضافه نمود . وقتي فرزند شما عقايد و نظريات را به زبان خودبيان مي کند ، او آنها را به الگوي تفکر خود تبديل مي نمايد .

7- استعدادهاي ويژه را تشويق کنيد

اگر نوجوانان به هنر علاقمند است و تقريباً همه وقت خود را صرف آن مي کند ، يا عاشق آثار هنري بوده و خود به خلق آثار هنري مي پردازد ، تمام اين علائق و فعاليت ها مفيد هستند . البته تا جايي که به نمرات مدرسه و توانايي تحصيلي اش لطمه اي وارد نشود . در غير اين صورت والدين بايد دست به اقدام بزنند .

براي يک دختر و پسر جوان اين امکان وجود دارد که شانس موفقيت خود را در پي کسب چنين تجربه هايي از دست بدهند . نگذاريد که اين اتفاق براي فرزندان شما پيش بيايد .

اگر والدين سعي نکنند علاقه اي را که نوجوان قبلاً داشته از بين ببرند ، بيشتر موفق خواهد شد . بگذاريد که او علاقه ، خود را حفظ کند و در همان موقع او را تشويق کنيد تا به موضوعات ديگر نيز علاقه مند گردد . مخصوصاً به موضوعات درس مدرسه .

8- خلاقيت و کنجکاوي را تشويق کنيد

نوجوانان گرايش و ميل پايدار و خاموش نشدني براي خلاقيت ، ساختن و اکتشاف دارند . کنجکاوي وخلاقيت در وجود آنها نهفته است و رشد طبيعي آنها بدون وجود اين عوامل و خصوصيات دچار وقفه مي گردد .

وقتي نوجوان تصوير عجيب و غريبي به مادر خود نشان مي دهد ،‌ مادر مي گويد : عجب تصوير قشنگي ! راجع به اين برايم صحبت کن . اين مادر هرگز اين اشتباه را نمي کند که بگويد :‌تو يک اسب کشيده اي در صورتي که ممکن است منظور نوجوان تصويرکشتي بوده باشد .

اگر والدين اين اشتباهات را تکرار کنند ، ممکن است نوجوان سعي خود را در ترسيم نقاشي کنار گذاشته و يا نتيجه کوشش هاي هنري خود را ديگر به مادر نشان ندهد .

9- طريقه برقراري ارتباط را به نوجوان خود ياد دهيد

نوجوانان نياز دارند تا در به هم پيوستن نظريات ، نيازمندي ها و افکارشان و بيان آنها به صورت کلامي ، ‌تمرين کنند .

خواندن کتاب ، نوجوان را کمک مي کند تا لغت هاي جديدتري ياد بگيرد و مطالب و اهداف خود را بهتر بازگو کند . در گوش دادن داستان بي پايان نوجوان صبر و حوصله نشان دهيد. اين همان طريقي است که نوجوان لغات تازه را ياد مي گيرد . زياد به او تذکر ندهيد ( مطالب را در دهان او بگذاريد ) . نوجوان بايد ياد بگيرد که در صورت لزوم شخصاً مطالب خود را بيان نمايد .

10 – بهترين کمک را مي توانيد از آموزگاران بگيريد

نزديکترين مرجع استفاده از افراد متخصص براي حل مشکلات يادگيري دانش آموزان ، ‌آموزگاران و مشاوريني هستند که در مدرسه با فرزند شما کار مي کنند . با کمي نقشه و پيش بيني ، اين امکان را به دست خواهيد آورد که بهترين کمک را از آنان بگيريد . در اين راه منتظر پيش آمدن مشکل نشويد . باب آشنايي را باز کنيد .

11- والدين در مسئوليت شريک هستند

در اکثر موارد همکاري در تشريک مساعي پدر و مادر است ، که دانش آموزان موفق به وجود مي آورد .

گاهي يک پدر ترقي خواه ، ‌مادر قدرتمند ، ‌عمو يا دائي فهميده و يا حتي يک همسايه و دوست مي تواند آتش اشتياق ، موفقيت هاي تحصيلي و آموزشي را در کودکان شعله ور سازد .

در اين راه محيط خوبي براي مطالعه به وجود آوريد . ‌تشويق ، پشتيباني ،‌ پيشنهاد و پاسخ به سئوالات ، اقداماتي هستند که نبايد فراموش شوند.

1-روحيه ديني و ايمان مذهبي را در کودکان و نوجوانان تقويت کنيد.

2- سعي کنيد در برخورد با کودکان و نوجوانان، توانمندي هاي آنها را مورد نظر قرار دهيد، نه ناتواني ها را.

3- زمينه کسب تجربه هاي خوشايند از فعاليت هاي مستقل و آزاد را براي آنها فراهم کنيد.

4-تجربه هاي موفقيت آميز آنان را افزايش دهيد.

5-قدرت تحمّل کودکان و نوجوانان را براي مواجه شدن با ناکامي هاي احتمالي افزايش دهيد.

6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عين حال مطلوب کودکان و نوجوانان را تقويت کنيد.

7- کودکان و نوجوانان را در کنترل احساسات و عواطف خود ياري دهيد.

8-مهارتهاي اجتماعي کودکان و نوجوانان کمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزايش دهيد.

9- آنان را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا کنيد.

10-از انجام هر گونه رفتار تنبيهي و تحقيرآميز درباره ي دانش آموزان خودداري کنيد.

11- از مقايسه کردن دانش آموزان بپرهيزيد و تفاوتهاي فردي را مورد نظر قرار دهيد.

12-در برخورد با کودکان و نوجوانان، ملايم و منطقي باشيد.

13- اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خويش بدهيد و به نظريات آنها احترام بگذاريد.



14- نظريات خويش را به دانش آموزان تحميل نکنيد و آنها را به صورت ساده و عيني، قابل لمس و درک براي آنان توضيح دهيد.

15- به دانش آموزان درحد توانايي هايش مسئوليت بدهيد.

16- در انجام کارهاي روزانه، آنها را هدايت، ارشاد و تشويق کنيد.

17- به آنها در حد لزوم اجازه فعاليّت و بازي دهيد.

18-در برخورد با آنان حالت پذيرندگي، و نه طردکنندگي داشته باشيد.

19- از وابسته کردن بيش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهيزيد.

20- آنها را هيچ گاه با موضوعات خرافي نترسانيد.

21- بين دانش آموزان تبعيض قائل نشويد و با آنان يکسان رفتار کنيد.

22-هر چه که آنها مي خواهند به راحتي و سريع در اختيار شان نگذاريد، به او فرصت دهيد تا ارزش به دست آوردن و لذّت استحقاق داشتن را درک کند.

23-نسبت به احساسات و عواطف کودکان يا نوجوانان خود، بي تفاوت نباشيد، آنها را به گرمي بپذيريد و تا حد امکان آنها را ياري کنيد.

24-با آنها همانند دوستان صميمي رفتار کنيد.

25-توجه داشته باشيد که مشاجرات لفظي در خانه (ميان پدر و مادر) در روحيه يا رفتار کودک يا نوجوان منعکس مي شود.

26-به سرگرمي ها و تفريحات مناسب در زندگي کودکان اهميت دهيد و نسبت به آنها بي تفاوت نباشيد.

27-محبّت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحي ابراز نشود. خالص ترين و سالم ترين محبت در تلاشي که به طور روزمره براي اعطاي اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل مي آوريد، جلوه گر مي شود.

28-در محبّت کردن به کودکان، راه افراط ياتفريط را در پيش نگيريد، محبت متوسط توأم با صميميّت، اثر فراوانتري دارد.

29- به فرزندتان احساسي بدهيد که بداند دوست داشتني و قابل احترام است، اما هرگز با او نوزادوار رفتار نکنيد.

30-توقعات کودکان را در حدّ معقول و درست برآورده سازيد.


31-هيچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنيد و از مسخره کردن آنها به طور جدي بپرهيزيد.

32- در پرورش استعدادهاي بالقوه دانش آموزان جديّت به خرج دهيد.

33-در شرايط آموزشي، بر فعاليت دانش آموزان در يادگيري تأکيد شود نه بر پيشرفت آنان، زيرا تأکيد بر فعاليت يادگيري، به جاي تأکيد بر درستي و نادرستي پاسخ، برانگيزنده ي کوششهاي دانش آموزان است.

34-رقابت ميان دانش آموزان براي کسب نمره کاهش يابد. تحقيقات نشان داده است، در موقعيّت هاي آموزشي که ميان دانش آموزان رقابت وجود دارد، حتّي دانش آموزاني که عزّت نفس بالايي دارند، با شکست روبه رو مي شوند و به دنبال آن انتقاد از خود در آنها افزايش مي يابد.

35- براي آن که کودکي با عزّت نفس بالا پرورش دهيم، بايد خود داراي عزّت نفس شايان توجّهي باشيم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 13:59  توسط mohammad khorshidi mianai  | 

ویزگی های فرد خلاق

ويژگي هاي فرد خلاق

مهم ترين ويژگي هاي يك افراد خلاق به شرح زير است :

-انگيزه بالايي براي پيشرفت دارند

- آن ها كنجكاو و جستجوگرند

-در انجام كارها داراي پشتكار و انضباط هستند

-انگيزه فراواني براي كسب دانسته ها و تجربيات جديد دارند

-شوق فراوان براي زندگي كردن دارند

-زيباپسند بوده و علاقمند به آثار هنري هستند

-مي توانند بر روي ديگران بسيار تاثير گذار باشند

-داراي قوه تخيل (فعال ) بالايي هستند

-ميل به استقلال دارند و از اينكه همرنگ جامعه باشند مي پرهيزند و در مواردي كه دستورهايي بر خلاف ميل و يا اعتقادات خود دريافت كنند به سرپيچي از آنها تمايل نشان مي دهند

-در زندگي كمتر جزيي نگر هستند

-پيچيدگي در امور را بر سادگي ترجيح مي دهند

-روحيه اي طنزگونه دارند و از شوخ طبعي برخوردارند

-تمايل به انجام كارهايي دارند كه با ريسك توام است

-افراد خلاق كارها را به خاطر لذت و رضايت بخشي انجام مي دهند و كمتر تحت تاثير عوامل بيروني نظير شهرت ، پول و يا تاييد ديگران كار مي كنند

-گرايش به سادگي و ايجاد نظم دارند

-در انجام تصميم گيرها انعطاف پذيرند

-مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند

-آنها تمايل دارند كه احساسات و هيجانات خود را صريح بيان كنند.

- افراد خلاق از هوشي بالاتر از حد متوسط برخوردارند

- به موضوعاتي توجه مي كنند كه ديگران به آن توجه نداشته اند

-در مواردی آنها براي يك مسئله مي توانند چندين راه حل داشته باشند

اگرچه تمامي عوامل فوق در يك فرد خلاق ممكن است وجود نداشته باشد اما مي توان بيان داشت اين ويژگي ها ممكن است در افراد خلاق بيشتر ديده شود.

 

حال با توجه به تعاريف بيان شده در مي يابيم كه هنر بواسطه ويژگي هاي زير مي تواند زمينه ساز خلاقيت در انسان باشد :

1-هنر آدمي را وادار مي كند كه تجربيات جديدي كسب كند و آن را به ديگران منتقل كند و اين خود سرآغاز تبادل انديشه و ظهور افكار نو خواهد بود و به گفته ارنست ديمنه از پايه گذاران آموزش و پرورش فرانسه ، هنگامي كه انسان افكار و تجربيات جديد خود را به ديگران منتقل مي كند و از ذهن خود خارج مي كند باعث شود همچون حلقه اي از زنجير عمل كند كه با كشيدن آن به بيرون از ذهن باعث بيرون آمدن افكار جديد تري مي شود و اين اقدام سبب به فعال نمودن مغز براي انديشيدن بیشتر مي شود.

2-هنر كمك مي كند ذهن آدمي در فضايي آرام بخش و با آزادي سير كند، كاوش نمايد و چيزهاي جديد كشف كند و انديشه هايي بروز دهد كه تجربه نشده است . اصولا هنگامي كه ذهن انسان در فضايي ناآرام بسر مي برد و دچار تضاد ها ،نگراني ها و دغدغه هاي فراوان است بخش زيادي از انرژي مغز براي مقابله با اين نابساماني ها به هدر مي رود و در نهايت خسته و درمانده مي شود وهنگامي كه ذهن خسته است عمق تفكر بسيار نزول مي كند و انسان قادر به انديشيدن عميق نيست و تنها در هنگام كاركردن ، تمايل دارد كه كارهاي تكراري كه نيازمند تفكر نيست را به انجام رساند و اگر اين عارضه در يك جامعه گسترش يابد مي توانيم حدس بزنيم تا چه حد مردم تمايل خواهند داشت براي انجام امور تفكر كنند و فعاليت هاي خود را با عقل و انديشه پيش ببرند.

3-هنر زمينه ساز انگيزش است و انسان را وادار به حركت مي كند . انساني كه با انگيزش بوده و هدفمند به پيش مي رود ،خلاقيت او را همچون دوست برای رسیدن به هدف یاری خواهد کرد.

4-هنر با خلق زيبايي ها به مغز انسان آرامش مي بخشد و شرايطي را پديد مي آورد كه سلول هاي مغزي در فضايي به دور از هياهو و نگراني انديشه نمايند،چراكه محيط پر استرس و نگران كننده ، براي سلول هاي مغزي مخرب است.

5- هنر مي تواند آدمي را به درون خويش هدايت نمايد و اگر انسان در اين ميان خويش را بشناسد و رسالت و هدف بزرگي را براي خود كشف نمايد ، باعث ايجاد تحولي در انسان مي شود كه زمينه ساز انگيزش دروني بوده و اين خود پيش زمينه خلاقيت در انسان خواهد بود.

6-هنر بهره گيري از قوه تخيل فعال را در انسان تقويت كرده و اين خود مي تواند زمينه ساز افكارنو شود .بسياري از اختراعات بزرگ برگرفته شده از تخيل ذهن بزرگاني است كه در گذشته اين اختراعات را در ذهن خود تصور كرده بودند و سپس توسط ديگران به عمل تبديل شده است .

7-هنر زمينه ساز جستجو گري انسان به سوي خالق خويش است كه اين مي تواند سرآغاز رشد اخلاق و شكل گيري خلاقيت مثبت و اثربخش در انسان باشد .بطور مسلم خلاقيت زماني براي بشر قابل ارزش خواهد بود كه ثمره هاي آن براي انسان نيكبختي و سعادت در پي داشته باشد

8- هنر زمينه ساز ثبت تجربيات بشر است ، تجربيات ثبت شده بشر مهم ترين چيزها براي واداركردن انسان ها به تفكر است و رشد تفكركردن سرآغاز دست يابي به افكار نو و بروز خلاقيت خواهد بود.

9-مغز از دو نيمكره تشكيل شده است. دو نيمه مغز شبيه يكديگر بوده و هماهنگ با هم عمل مي كنند . فعاليت هايي نظير رياضيات، زبان و ارتباط كلامي، منطق، بررسي و تجزيه و تحليل و نويسندگي در نيمه سمت چپ مغز انجام مي شود و فعاليت هاي نظير تصور و تجسم، شناخت رنگ، موسيقي، وزن و آهنگ، خيالات و آرزوها بر عهده نيمه راست مغز است. هرگاه انسان بتواند از دو نيمه مغز استفاده كند كارايي مغز بطور فوق العاده اي افزايش خواهد يافت. نود درصد مردم با سمت چپ مغز خود فكر مي كنند بسياري از دانشمندان با بهره گيري از هنر تلاش كرده اند نيمه راست مغز خود را فعال نگهدارند و به همين علت لازم است كه با بهره گیری از هنر قابليت هاي مغزي خود را افزايش دهيم

10-..هنر دارای تاثيرات درماني بر روي بدن انسان دارد كه با بهره گيري از آن مي توان به درمان بعضی عارضه ها پرداخت و یا از بعضی مشکلات پيشگيري نمود و اين خود سبب سلامت جسم و مغز            مي شود. روانكاوان معتقدند هنر از نظر عاطفي موجب كاهش احساس خشم و نفرت و پرخاشگري در كودك مي شود و خلق آثار هنري مي تواند باعث تقويت اعتماد به نفس در كودك شود . بكار گيري روش هاي درماني نظير نمايش درماني ، قصه درماني ، هنر درماني ،كاربرد موسيقي در درمان بيماران مضطرب و افسرده در حال افزايش است .

تولد نوزاد ، آغاز آموزش هنر

هنگامي كه فرياد نوزادي به هنگام تولد به آسمان مي رود ، گويي فرياد مي كشد كه چرا از يك مكان آرام بخش به دنيايي قدم گذاشته است كه شگفت انگيز و پيچيده و تاحدي نا امن است. او در اين هنگام نيازمند آغوش گرم مادر است تا در شب هنگام با صداي لالايي او به خواب رود. لالايي هاي مادر كه با آهنگي دلنشين خوانده مي شود، اولين تاثير گذاري هنر بر روي جسم و روان كودك است. اين شعرهاي آرام بخش كه نسل اندر نسل منتقل شده اند، تاثير خوبي در سخن گفتن و رشد مغز كودك دارد و از اين زمان تا زماني كه وي به مهد كودك مي رود شامل دوراني است كه كودك در خانه و در كنار والدين در حال يادگيري و آموزش است .

در آموزش چهار عامل نقش مهمي دارند كه عبارتند از :

معلم با انگيزه :

آموزش گيرنده با انگيزه:

محتوي آموزشي مناسب:

فضاي آموزشي مناسب:

حدود پنج سال اول زندگي انسان كه در محيط خانه سپري مي شود جزو مهم ترين سال ها در شكل گيري شخصيت انسان محسوب مي شود , و اگر در اين سال ها بتوان هنر را به خوبي به كودك آموزش داد مي توان انتظار داشت كه هنر بتواند در شخصیت کودک تاثیر گذار باشد .

 براي مثال مي توانيم از خاطرات استفان‌ جي‌گولد (Stephan J Gould) دانشمند معروف‌ ديرين ‌شناس ( (paleontologist كه‌ در سال‌ 2002 ميلادي‌ درگذشت‌، ذكري به ميان آوريم كه در خاطرات‌ خود گفته است : زماني‌ كه‌ پنج‌سال‌ سن‌ داشتم‌، از موزه‌ تاريخ‌ طبيعي‌ ديدن‌ كردم‌ و آثار به‌ نمايش‌ گذاشته‌ شده‌ در اين‌ موزه‌ چنان‌ در وجود من‌ اثر گذاشت‌ كه‌ از همان‌ زمان‌ علاقه‌مند شدم‌ كه‌ يك‌ دانشمند ديرين‌شناس‌ شوم‌.

در خصوص اين دوران بايد بيان داشت كه چهار عامل آموزشي داراي شرايط زير هستند:

-مادر جزو با انگيزه ترين معلم هاي دنيا در خانه حضور دارد و مي تواند خود را وقف آموزش كودك نمايد

-كودك با انگيزه ترين آموزش گيرنده است و در اين دوران داراي چنان عطش يادگيري است كه اگر به خوبي بتوان از اين فرصت استفاده كرد بيشترين تاثر را مي توان بر شخصيت او بر جاي گذاشت و به گفته كريستين بوبن نويسنده فرانسوي :" بچه ها مثل دريانورداني هستند كه به هر نقطه اي كه نگاه مي كنند ،آنجا بيكران و وسيع است .

-محيط منزل : مكاني است كه اگر به خوبي براي آموزشدادن هنر به كودك آماده شده باشد مي تواند بر يادگيري كودك بسيار تاثير گذار باشد

محتوي آموزش : در كشور ما متاسفانه به علت ضعف درآموزش والدين ،مادر به مطالب و دانسته هايي كه به خوبي او را در آموزش هنر به كودك ياري نمايد دسترسي ندارد و بسياري از آموزش ها داده نمي شود و يا از طرفي بسياري از آموزش ها نيز غلط است و كمتر مادري را مي توان يافت كه بتواند در اين دوران به درستي كودك خود را از آموزش هنر سيراب نمايد . متاسفانه يكي از مهم ترين دوران هاي آموزشي به راحتي در كشور ما از دست مي رود و اين فرصتي است كه ديگر به دست نمي آيد و شايد بتوان گفت اين مهم ترين دوراني است كه مي توان آشيانه هنر را در وجود شخصيت انسان ساخت و مرغ هنر را براي يك عمر بر بالاي سر انسان رها كرد تا هميشه در كنار او باقي بماند.

 متاسفانه ما در گذشته نتوانسته ايم هنر را در اعماق وجود مردم خويش همچون گنجينه اي ارزشمند قرار دهيم تا با بهره گيري از آن محيطي زيبا براي خود پديد آورند و اين نشان دهنده ضعف آموزش هنر در سطح كشور است و مي بايستي آموزش هنر در دوران كودكي ونوجواني جدي گرفته شود تا در سال هاي آينده تاثيرات آن را در كشور خود شاهد باشيم .

حال اين سوال مطرح است كه در كشور كدام مرجع مسووليت تدوين محتوي آموزشي و سياستگزاري براي آموزش والدين در خصوص هنر را پذيرفته است تا با يك آموزش نظام مند بتوان از اين دوران طلايي بهترين استفاده را نمود.

موارد زير براي بهره گيري از اين دوران در عرصه آموزش هنر به والدين پيشنهاد مي شود:

1-راه اندازي يك مركز تخصصي ويژه جهت حضور صاحبنظران در عرصه هنر و تعليم و تربيت كودك به منظور انجام بحث هاي تئوريك و تدوين محتوي آموزشي و ثبت و طبقه بندي و آرشيو تجربيان داخل و خارج از كشور و در نهايت تدوين محتوي آموزشي جهت استفاده در كشور

2-ايجاد آموزشگاههاي هنري كه درآنجا با برگزاري كارگاههاي آموزشي ، والدين در عرصه آموزش هنر به كودك آموزش ببينند

3-برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي براي كارشناسان و پژوهشگران

4-انتشار يك نشريه هنري ويژه آموزش هنر به كودك به زبان ساده و توزيع سراسري در سطح كشور براي عموم مردم

5-تدوين كتاب هاي آموزشي نحوه آموزش هنر به كودك و توزيع گسترده در سطح كشور

6-برگزاري مسابقات آموزشي براي والدين به صورت سراسري در سطح كشور به منظور فرهنگ سازي هنر و آموزش جامعه و اهداء جوايز برای جذب مردم

7-برگزاري كنگره هاي تخصصي به منظور ثبت تجربيات در زمينه آموزش هنر به كودك

8-فعال سازي سايت هاي اينترنتي در خصوص آموزش هنر به كودك

9- حمايت جهت فعال شدن سازمان هاي غير دولتي در خصوص آموزش هنر به كودك جهت جذب والدين علاقمند جهت حضور و تبادل نظر با يكديگر

10-تهيه منابع صوتي تصويري براي آموزش جامعه برای ارائه در صداو سيما

دوره پیش دبستانی

كودك پس از دوران پنج سالگي وارد مهد كودك مي شود و در آنجا در كنار كودكان آموزش مي بيند و اين دوران نيز چون در سنين پنج تا شش سالگي است جزو دوران هاي طلايي شكل گيري شخصيت كودك است و از حساسيت هاي خاصي برخوردارست . در خصوص چهار عامل آموزشي بايد به نكات زير اشاره كنيم
1-آموزش دهنده : مربي در مهد كودك اگرچه انگيزشي همچون مادر ندارد ، ولي علاقمندي و مهارت او مي تواند بر كودك بسيار تاثير گذار باشد .

2- آموزش گيرنده :كودك اگرچه به جايي قدم مي گذارد كه همچون محيط خانه گرم و صميمي نيست ، اما وارد محيطي مي شود كه ويژگيهاي منحصر به فردي دارد و آن حضور تعداد زيادي كودك است كه اگر به درستي مديريت شوند مي تواند انگيزش خوبي در كودك ايجاد نمايد زيرا فرصتهاي زيادي براي بازي وكارهاي گروهي در اين مكان وجود دارد و هنر می تواند شروعی برای تشویق کودکان به کارهای گروهی باشد .

3-محتوي آموزشي: به علت آنكه مهد كودك ها تحت نظر سازمان هاي دولتي قرار دارند در اينجا محتوي آموزشي مشخصي وجود دارد .مهم ترين هدف هايي كه در مراكز پيش دبستاني توسط آموزش و پرورش مدنظر است به شرح زير است:

-خلاقيت
-درك زيبايي ها و پرورش احساس زيبايي شناسي

-پرورش حواس به ويژه شنوايي و بينايي

-دقت و تمركز

-كنجكاوي و جستجو گري

-مهارت هاي شناخت رنگ ، شكل، اندازه و جهت

در اين رابطه نبايد آزادي كودكان را به هنگام انجام فعاليت هاي هنري محدود كرد تا كودك بتواند خواسته ها ، تمايلات ، افكار و احساسات خوشايند خود را بيان كند و اين نيازمند مربي با انگيزه و فضاي آموزشي مناسب به همراه امكانات و ابزار هنري است ، در غيراينصورت قرار دادن كودكان در مكان هاي كوچك و نشستن در كنار هم بصورت تنكاتنگ و آن هم در يك فضاي نازيبا و به دور از طبيعت به همراه مربي بي انگيزه ، اين احتمال خواهد رفت كه كودك از آموزش هنر بهره اي نبرد . در حال حاضر ضروري است كه مراجع متولي امر با انجام پژوهش بررسي نمایند كه در حال حاضر وضعيت آموزش هنر در مراكز پيبش دبستاني در چه وضعيتي بسر مي برد تا با رفع نواقص ، بتوان در اين خصوص فعاليت هاي آموزشي هنري را ساماندهي نمود و اگر نتوانيم اين مرحله مهم آموزشي را به خوبي مديريت كنيم دومين فرصت طلايي آموزش هنر به كودكان را نيز براي هميشه از دست داده ايم .

دوران دبستان

در دوران دبستان ، كودكان هنر را بيشتر با نقاشي كردن تجربه مي كنند. در اين دوران با سوالات زير روبرو هستيم كه مي تواند در خصوص آموزش هنر ما را واردار به تفكر نمايد كه آيا آموزش هنر به شکل کنونی قوه خلاقيت دانش آموز را رشد مي دهد و يا سبب تقليد گرايي در او مي شود . مهم ترين سوالات به شرح زير است :

1-آيا معلمان دبستان در زمينه آموزش هنر به كودكان از آموزش هاي لازم برخوردارند؟

2-آيا شيوه هاي آموزش بر اساس آخرين يافته هاي روز مد نظر قرار گرفته است ؟

3-آيا دانش آموزان با ورود به اين دوره درسي از انگيزش كافي برخوردارند و از درس هنر لذت مي برند؟

4- معلمان دوره ابتدايي تا چه حد به اهميت هنر در زمينه ايجاد خلاقيت در كودك شناخت دارند ، آيا ممكن است كه اين درس را به عنوان گذران وقت تلقي كنند؟

5-آيا در مدارس كارگاههاي آموزشي هنر وجود دارد و يا كودكان بايد به صورت فشرده در كنار هم بنشينند و تقليد گونه يك نقاشي بكشند؟

6-آيا كودكان براي كسب نمره به جاي اينكه از تخيلات و تجربيات خود براي نقاشي استفاده كنند ، ترجيح مي دهند كه والدين آنها يك نقاشي براي آنها بكشد ؟

7-والدين تا چه حد از آموزش هاي لازم برخوردارند كه همگام با مدرسه در آموزش هنر به كودكان تلاش نمايند تا ميان آموزش هاي ارائه شده در مدرسه و خانه تضادي رخ ندهد ؟

در اين دوران ،كودكان مرحله مهمي از زندگي خود را طي مي كنند ، اگر آنان تحت نظر يك مربي كارآزموده قرار گيرند كه به آنان كمك كند كه آزادانه قوه تخيل خود را بكار گيرند ، مي توانند با خلق آثار هنری به رشد فکری خود کمک کنند و از طرفي باعث مي شود انسان به ماهيت دروني كودك پي برده و شناخت بيشتري به دست آورد و همين ويژگيها سبب گرديده كه بسياري از هنرمندان بزرگ دنيا از جمله پيكاسو ، كله و ماتيس بطور عميق تحت تاثير بيان كودكانه قرار گرفته و شيوه هاي جديدي را در نقاشي ارائه نمايند و همچنين هنرمندان بزرگ دنیا  از جمله  پیکاسو ، كله و ماتیس تحت تاثیر بیان کودکانه قرار گیرند
آيا در دوران دبستان
  با آموزش هاي ارائه شده زمينه هنر باعث رشد خلاقيت را در كودكان شده است يا اينكه آنان را به سوي تقليد گرايي هدايت كرده و قوه خلاقيت آنان را از بين برده ايم؟
گمان نمي رود كه شيوه آموزشي ما در مدارس ابتدايي در زمینه باعث رشد خلاقیت در کودکان شده ایم
  یا اینکه آنان را به سوی تقلید گرایی هدایت کرده و قوه خلاقیت آنان را از بین برده ایم ؟ گمان نمی رود که شیوه آموزشی ما در مدارس ابتدایی در خصوص هنر توانسته باشد در بروز خلاقیت کودکان موثر باشد.سرانه آموزشی پایین است  که اجازه هزینه کردن و تجهیز مدرسه برای آموزش هنر در تمامی ابعاد را نمی دهد.

هنردر دوران دبستان بيشتر در نقاشي خلاصه مي شود و اگر كودكي نيز بتواند از آموزش های بیشتر و متنوع تر هنری برخوردارشود به واسطه تمكن مالي و آن هم در محيط بيرون مدرسه است كه اين موضوع بحث جامعه شناسي در خصوص عدالت در آموزش هنر را بيان مي كند كه هنر مي بايستي براي تمامي اقشار جامعه در دسترس قرار گيرد و تنها محدود به افراد خاصي نشود تا تاثيرات آن در تمامي جامعه پديدار شود.

يكي از مشكلاتي كه صاحبنظران در روند توسعه كشور ايران به آن اشاره مي كنند ، ضعف در انجام فعاليت هاي گروهي است كه باعث مي شود افراد در دل گروه علاوه بر شكوفا شدن خلاقيت خود بتوانند با بهره گيري از حمايت جمع به اهداف دست يابند . متاسفانه در گذشته ما نتوانسته ايم با آموزش هاي لازم اعضای جامعه خود را براي انجام فعاليت هاي گروهي موفق تربيت كنيم و اين خود به يك معضل اجتماعي بدل شده و افراد در سنين بزرگسالي قادر به كار جمعي نيستند و به همین خاطر احتمال شكست خوردن در رسيدن به اهداف براي آنان افزايش مي يابد .

بهره گيري از هنرهايي نظير نمايش خلاق  كمك مي كند تا دانش آموزان بتوانند مسائل و موضوعات را از روي تجربه بشناسند.نمايش خلاق موجب رشد شخصيت ، پرورش عزت نفس مي شود و كودكان ياد مي گيرند كه چگونه كار گروهي كنند .آنها به نقش آفريني پرداخته و تخيل خود را بكار مي گيرند.
همچنين مي توانيم به تئاتر كودكان و نمايش كلاسي اشاره كنيم و متاسفانه در مدارس ما خبري از فعاليت هاي متنوع هنري نيست و به همین خاطر نتايج آموزشی حاصله تاثیر کمی در رشد خلاقیت کودکان خواهد داشت .

براي برطرف كردن اين نقاط ضعف مي توانيم روش ها ي ديگري را مورد بررسي قرار دهيم براي مثال مي توان به طراحي گردشگاههاي هنري پرداخت تا در آنجا كودكان در كنار والدين و مربيان كارآزموده هنر را درآغوش بگيرند.

اين گردشگاههاي هنري را مي توان بطور مشترك با همكاري شهرداريها،متوليان آموزش هنر و سازمان هاي غيردولتي علاقمند بر پا نمود .در اين مكان ها كودكان قادر خواهند بود خاك بازي كنند ، با گل چيزهاي مختلف خلق كنند ، رنگ آميزي كنند ، در نمايش هاي خلاق شركت كنند،آهنگ ها ي شادي بخش تولید کنند ، در فضاهاي سرسبز و زيبا گردش كنند و و با ديگر كودكان بازي كنند و از ديدن آثار ايجاد شده يكديگر لذت ببرند ، آنچنان كه قادر باشند در لحظاتي شيرين ذهن خود را به پرواز درآورده و با تجربه اندوزي به افكار جديد برسند و اين خاطره خوش را تا آخر زندگي با خود به همراه داشته باشند . در این مکان ها می توانند با مربيان علاقمند و دوستدار هنر بحث و گفت و گو كنند و با خريداري كتاب هاي جذاب ،هنر را به منزل خود ببرند .در همين اتفاقات است كه ممكن است جرقه خلاقيت در ذهن كودكان رخ داده و زمينه هاي يك تحول در وجودشان شكل بگيرد .اگر ما نمي توانيم از طريق مدارس خود هنر را به معناي واقعي آن به كودكان خود آموزش دهيم ضروري است كه با ايجاد چنين گردش گاههايي كه در بيرون شهرها مي توان ايجاد كرد ، فرصت دوستي ميان هنر و كودكان را پديد آوريم . در اين مكان ها هنرمندان و صاحبنظران با كودكان و والدين آنها پيوند مي خورند و نتايج آن رشد فرهنگ در كشور خواهد بود و چه بسا آثاري خلق شود كه باعث جذب گردشگران داخلي و خارجي به سوي اين مكان هاي شگفت انگيز شود و دور از ذهن نخواهدبود كه آثار كودكان بار ديگر بتواند بر روي هنرمندان تاثير گذار باشد و شاهد ظهور سبك هاي جديدي از هنر باشيم.

اين گفته انشتين را بخاطر داشته باشيم كه بيان داشت" نظريه نسبيت نمي توانسته در دوران بزرگسالي من شكل گرفته باشد،زيرا آدمي در بزرگسالي فرصتي براي انديشيدن به فضا و زمان ندارد، اينها چيزهايي است كه وقتي كودك بودم به آنها فكر كرده ام "

امروزه كافي است گشتي در اينترنت بزنيم تا دريابيم كه در كشورهاي توسعه يافته سايت هاي فراواني راه اندازي شده است كه علاوه بر ارائه مطالب آموزشي براي معلمان ،والدين و دانش آموزان ، خود كودكان نيز به انتشار ديدگاههاي خود در مورد هنر پرداخته اند و ضروري است كه اين گونه اقدامات از طرف متوليان امور هنري عملي شود.

دوره راهنمايي و دبيرستان

كودكان با گذر از دوران دبستان به دوره راهنمايي قدم مي گذارند و با كتاب هنر ، به سوي يادگيري هنر پيش مي روند.

مهم ترين مشكلاتي كه در اين دوران وجود دارد عبارتند از :

-متنوع نبودن فعاليت هاي هنري در سطح مدرسه و خلاصه شدن در نقاشي و خطاطي و آن هم بدون وجود كارگاههاي هنري درسطح مدرسه

-تغييرات كند در به روزرساني كتب هنر همگام با تحولات در حال انجام در سطح دنيا

-بيگانگي والدين از نحوه درست آموزش هنر به نوجوان خود به خصوص كه اين دوران با سنين بلوغ مصادف است كه از حساسيت بالايي برخوردارست و آموزش در اين مرحله نيازمند درايت و هوشمندي است
-ضعف در انجام بازيدهاي هنري براي دانش آموزان و ناتواني موزه ها در ايجاد يك محيط بسيار جذاب به همراه ارائه آموزش هاي هنري لازم به دانش آموزان

كه در اين زمینه  ضرورت انجام پژوهش هاي لازم به منظور شناسايي نقاط ضعف آموزش هنر به خوبي احساس مي شود تا در نهايت با تحول در نحوه آموزش هنر ، دانش آموزان بتوانند از اين فرصت جهت رشد خلاقيت خود بهره مند شوند.

با گذر از دوران راهنمايي ، دانش آموزان به دبيرستان و هنرستان ها راه مي يابند .شخصيت دانش آموزان در اين دوران تا حدي شكل گرفته است و مي توانيم نتايج آموزش هاي لازم را كه از بدو تولد كودك دريافت كرده است، مشاهده كنيم و از طرفي لازم است صاحبنظران روند آموزش هنر در اين دوران را مورد بررسي قرار داده و ارائه طريق نمايند تا استمرار آموزش فعاليت هاي هنري با نقصان روبرو نشود و سعي شود يك نظام مندي در آموزش هنر از زمان تولد تا دوره دبيرستان پديد آيد .

حال بايد اين سوال را از خود بپرسيم آيا دانش آموزان دبيرستاني ما داراي ويژگيهاي زير هستند ؟ تا بتوانند خود را براي قبول مسووليت در جامعه آماده نمايند

-آيا شوق به زندگي در آنان بالاست؟

-آيا از قدرت خلاقيت بالايي برخوردارند و در برابر مشكلات مي توانند با ذهن خلاق خود راه حل هاي جديد بيابند؟

-آيا آنان علاقمند به زيباييها هستند و دوست دارند كه محيط زندگي شخصي و اجتماعي خويش را زيبا كنند؟
-آيا آنها هدفمند بوده و با درايت آماده انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه خود هستند؟

-آيا  به آينده خوشبين بوده و داراي اعتماد به نفس بالايي هستند و باور دارند كه در برابر مشكلات شكست نمي خورند ؟

-آيا آنان آماده فعاليت هاي گروهي هستند و مي توانند به راحتي در گروه و در كنار ديگران تعيين هدف نمايند و با شكيبايي و انتخاب راهكارهاي مناسب به اهداف دست يابند؟

-آياآنان هنر را در زندگي شخصي خود استفاده مي كنند تا نيمه راست مغز آنان نيز فعال شده و كارايي مغز آنان افزايش يابد؟

-آيا به علت مانوس شدن با  هنر ، لحظاتي از زندگي خود را به دور از هياهوي محيط زندگي اختصاص به يك فعاليت هنري كرده تا هم آرامش كسب كنند و هم لحظاتي به كاووش در درون خود بپردازند .؟

-آيا رفتاري صادقانه دارند و در برخورد با ديگران از رياكاري مي پرهيزند ؟

اگر پاسخ سوالات منفي باشد ما نيازمند يك بازنگري در نظام آموزشي خود از جمله آموزش هنر خواهيم بود.
در پايان بايد بخاطر داشته باشيم اگر مي خواهيم در دنياي حاضر زندگي كنيم بايد خلاق باشيم در غير اينصورت شرايط سختي پيش روي ما خواهد بود و اگر مي خواهيم نسل خلاقي تربيت كنيم بايد بپذيريم كه بايد خلاقانه وارد اين عرصه شويم و گرنه تنها با انديشه هاي تكراري ، اميدي به ايجاد تحول و خلاقيت نخواهد بود .

منابع :
1- مقاله " خلاقيت در آموزش و پرورش ( تهديدها و فرصت ها ، ارائه راه حل هاي پيشنهادي ) " - تهيه كننده : عبدالرحمن جرجاني -برگرفته از سايت پژوهشكده تعليم و تربيت سازمان آموزش و پرورش استان گلستان -
http://www.golestanier.ir

منبع : مقاله "  تاثیر آموزش هنر بر خلاقیت کودکان د"    -نويسنده: حمید میرزاآقایی -انتشار :  ماهنامه پژوهشی -خبری  فرهنگستان  هنر ایران - شماره 5-اسفند 1386

شبكه اينترنت كه ريشه هاي گسترده فناوري اطلاعات را تشكيل مي دهد با سرعتي شگفت انگيز به پيش مي رود و هر نقطه اي از كره زمين را تحت سيطره خود در مي آورد و هر لحظه مغز يك انسان را به هزاران انسان ديگر مرتبط مي كند و بدين وسيله او را در ميان سيلاب اطلاعات رها مي سازد . اگر تا دو دهه پيش به آدمي مي آموختند كه چگونه به كسب اطلاعات و گردآوري آن بپردازد .اكنون در پي آنند كه به انسان بياموزند که چگونه سدي بسازد تا از يورش سهمگين اطلاعات خود را ايمن سازد و تنها از آن ميزان اطلاعات كه نياز واقعی اوست بهره مند شود.

 

براي گذر از عصراطلاعات و ورود به دنياي آينده مي بايستي كودكان را توانمند، خلاق، ارتباط گر و مسلط به فناوري هاي جديد روز تربيت كرد، آن چنان كه داراي انگيزش بالا بوده و از شوق زندگي كردن برخوردار باشند تا بتوانند در دنياي پررقابت و پيچيده آينده تاب تحمل داشته و موفق شوند. اگر كودكان ما براي آينده تربيت نشوند ، جوانان آينده ما در يك رقابت سخت دچار شكست شده و با از دست دادن اعتماد به نفس خود به مشكلات رواني دچار خواهند شد و آنگاه ممكن است شاهد افتادن آنان در دام آسيب هاي اجتماعي باشيم و چه بسا در آينده با موجي از عارضه هاي رواني در سطح جامعه روبرو شويم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 13:55  توسط mohammad khorshidi mianai  | 

تاثير كامپيوتر و اينترنت بر كودكان و نوجوانان

 
فناوري كامپيوتر بطور وسيع در جامعه گسترش پيدا كرده است و با تمامي جنبه هاي زندگي از مدرسه تا محل كار، خدمات بانكي، خريد و فروش، پرداخت ماليات و حتي راي گيري تلفيق شده است. امروزه اين فناوري نقش مهمي در زندگي كودكان ايفاء مي كند واين نقش بسرعت در حال افزايش است. بطوريكه تعداد كودكان 17-2 سال كه كامپيوتر را در منزل استفاده مي كنند از 48% در سال 1996 به 70% در سال 2000 صعود كرده است. استفاده از اينترنت نيز از 15% به 52% دراين دور‌ه 5 ساله افزايش پيدا كرده است. اما آيا اين فناوري زندگي كودكان را بهبود مي بخشد.

علي رغم جنبه هاي مثبت از قبيل جنبه هاي آموزشي و ارائه خدمات ارتباطي و ... رايانه و اينترنت جنبه هاي منفي نيز دارد. استفاده كنترل نشده كامپيوتر بويژه وقتي با ديگر فناوري ها از قبيل تلويزيون همراه باشد كودك را در معرض خطر اثرات مضر آن بر تكامل فيزيكي، اجتماعي و رواني قرار مي دهد. كه از آنها مي توان به مشكلات بينايي، صدمات سيستم اسكلتي، چاقي، اثر بر مهارتهاي اجتماعي، مشكلات ارتباطي در خانواده و اعتياد الكترونيكي اشاره كرد.در صورتيكه كامپيوتر صحيح استفاده شود اثرات مثبتي دارد . با رعايت نكاتي هنگام استفاده از كامپيوتر مي توان مطمئن شد كه استفاده از كامپيوتر زندگي كودكان را در حال و آينده بهبود مي بخشد.از آنجائيكه كامپيوتر در همه جاي زندگي حاضر است، مهم است كه بفهميم چگونه اين تكنووژي مي تواند رشد و تكامل كودكان را بهبود ببخشد يا منحرف كند.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 13:52  توسط mohammad khorshidi mianai  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 13:52  توسط mohammad khorshidi mianai  | 




+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 13:30  توسط mohammad khorshidi mianai  | 

تاریخچه کامپیوتر

کامپیوتر  ( تاریخچه – کاربرد آن – مزایای آن برانسان )      

در گذشته دستگاه‌های مختلف مکانیکی ساده‌ای مثل خط‌کش محاسبه و چرتکه نیز عکسرایانه خوانده می‌شدند. در برخی موارد از آن‌ها به‌عنوان رایانه آنالوگ نام برده می‌شود. به تصریح دانشنامه انگلیسی ویکی پدیا، بدیع‌الزمان ابوالعز بن اسماعیل بن رزاز جَزَری (درگذشته ی ۶۰۲ ق.) یکی از نخستین ماشین های اتوماتا را که جد رایانه های امروزین است ، ساخته بوده است. این مهندس مکانیک مسلمان از دیاربکر در  شرق آناتولی بوده است. رایانه یکی از دو چیز برجسته‌ای است که بشر در سده ی بیستم اختراع کرد. دستگاهی که  بلز پاسکال در سال ۱۶۴۲ ساخت اولین تلاش در راه ساخت دستگاه‌های محاسب خودکار بود. پاسکال آن دستگاه را که پس از چرتکه دومیت ابزار ساخت بشر بود، برای یاری رساندن به پدرش ساخت.  لایبنیتز ریاضی‌دان آلمانی نیز از نخستین کسانی بود که در راه ساختن یک دستگاه خودکار محاسبه کوشش کرد. او در سال  ۱۶۷۱ دستگاهی برای محاسبه ساخت که کامل شدن آن تا ۱۹۶۴ به درازا کشید. همزمان در انگلستان ساموئل مورلند در سال      ۱۶۷۳ دستگاهی ساخت که جمع و تفریق و ضرب می‌کرد در سده هجدهم میلادی هم تلاش‌های فراوانی برای ساخت دستگاه‌های محاسب خودکار انجام شد که بیشترشان نافرجام بود.   سرانجام در سال ۱۸۷۵ میلادی استیفن بالدوین نخستین دستگاه محاسب را که هر چهار عمل اصلی را انجام می‌داد، به نام خود ثبت کرد  تا این که در سال ۱۹۴۳ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم دولت آمریکا طرحی سری برای ساخت دستگاهی را آغاز کرد که   بتواند مکالمات رمزنگاری‌شده ی آلمانی‌ها را رمزبرداری کند. این مسئولیت را شرکت IBM و دانشگاه هاروارد به عهده گرفتند که سرانجام به ساخت دستگاهی به نام ASCC در سال ۱۹۴۴ انجامید. این دستگاه پنج تنی که ۱۵ متر درازا و ۲٫۵ متر بلندی داشت، می‌توانست تا ۷۲ عدد ۲۴ رقمی را در خود نگاه دارد و با آن‌ها کار کند. دستگاه با نوارهای سوراخدار برنامه‌ریزی می‌شد و همهی بخش‌های آن مکانیکی یا الکترومکانیکی بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 15:49  توسط mohammad khorshidi mianai  |